182و پس از آن كسانى را به شهرهاى ديگر فرستاد.هنوز سال 128 فرا نرسيده بود كه دعوت عباسى آماده شد و در اطراف آن كسانى از شيعۀ امام على عليه السلام و برخى از متديّنين و نيز كسانى از موالى و شمارى از مخالفان سياسى و ناراضيانى از تودۀ مردم،گرد آمدند،و در حالى كه ابومسلم خراسانى در رأس آن قرار داشت،توانستند بر خراسان مستولى شده، پرچم عباسيان را بالا برند.
از آن به بعد بود كه عباسيان به نبرد ادامه دادند و بر اساس آنچه تواريخ جزئيات آن را نوشتهاند حركت خود را تا سال 132 با فتح دمشق پايان دادند.بدين ترتيب امويان ساقط گشتند و خلافت به ابوالعباس سفّاح(م 136)نخستين خليفۀ عباسى رسيد.
دعوت عباسى درمكه
ابوجعفر منصور برادر سفاح،براى كار دعوت عباسيان در حجاز فعّال بود و براى برادرش در مكه و مدينه بيعت مىگرفت.در آنجا هيچ مقاومتى جز از سوى جماعتى از علويان صورت نگرفت.
ظهور نفس زكيّه درمكه و پنهان شدن او
انديشۀ مخالفت عباسيان از سوى مردى از چهرههاى برجستۀ علويان مكه از بنى هاشم با نام محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن على بن ابىطالب عليه السلام آغاز شد كه افزون بر علم و شرف،شهرت به ورع و زهد هم داشت و ملقّب به نفس زكيّه شده بود.
اين علوى،در اين شرايط،قدرتى براى گرفتن حقش در اختيار نداشت و به همين دليل كارى بيش از مخالفت با بيعت كردن از سوى خود با عباسيان نتوانست انجام دهد؛و پس از آن هم مخفى شد. 1به نظر مىرسد عباسيان تصوّر كردند كه طرد وى مىتواند آنان را از ديگر كارهاى اساسى كه در اين وقت حساس كه زمان تأسيس دولت بود باز دارد.به همين جهت با وى به نرمى برخورد كرده،برخى از عموزادگان را براى گرفتن