139دشمن خود را به شام برده،به عنوان يك غنيمت به كسى كه در آنجا بر سركار خواهد آمد،تحويل دهد.از ابن زبير هم كه فردى بيدار و حريص و بلندپرواز بود،چنين توجهى نسبت به خدعۀ حصين بن نمير امرى طبيعى بود.
به هر روى،دو گروه در اين گفتگوى صلح،با يكديگر توافق نكردند.حصين بن نمير عقيدهاش اين بود كه ادامۀ اين نبرد،بىهدف خواهد بود.بنابراين دست از محاصرۀ مكه برداشت و به شام برگشت.در آنجا خلافت در اختيار معاوية بن يزيد قرار گرفته بود كه در ربيعالاول سال 64 در اجتماعى از مردم اعلام كنارهگيرى كرده،گفت:من كارى را بر عهده گرفتم كه قادر به انجام آن نيستم.من كار شما را به شما واگذار كردم،هر كسى را مايليد انتخاب كنيد.مورّخان در بارۀ مدت زمان خلافت او از نصف يك ماه تا سه ماه اختلاف نظر دارند.
بدين ترتيب كار ابن زبير در مكه و حوالى آن استقرار يافت و مردم آنجا و مدينه با او بيعت كردند.پس از آن بصره و كوفه هم با او بيعت كردند.وى كسانى را به مصر و يمن فرستاد كه آنان هم همگى با وى بيعت كردند.در خراسان نيز با او بيعت شد و گروه زيادى از خوارج هم با او بيعت نمودند.همچنين اهل حمص و فلسطين و عراق و ساير بلاد شام، به جز دمشق او را همراهى كردند.
شمارى از مردم دمشق هم براى ابن زبير فعاليت كرده،در اطراف ضحاك بن قيس فهرى نايب دمشق كه از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله بود،گرد آمدند.او هم خطبۀ بلندى خواند و مردم را به بيعت با ابن زبير فرا خواند. 1
مروان بن حكم ديد كه كار شام نيز به مانند ساير شهرها به تدريج در اختيار ابن زبير قرار خواهد گرفت.بنابراين قصد رفتن به مكه و بيعت با ابن زبير داشت تا براى بنىاميه امان بگيرد.در راه به شمارى از امويان برخورد كه او را از اين تصميم باز داشتند.آنان به وى گفتند:تو شيخ قريش هستى،و خالد بن يزيد بچه است و عبدالله بن زبير پير.تنها آهن مىتواند آهن را فرو كوبد.خالد را مقابل ابن زبير قرار نده،بلكه خودت را كه بزرگ