72دره ديگر است كشيدهاند، پلى از آهن است و هر كس عبور مىكند پياده ده«ياره»، سواره بيست«ياره»، حمال بيست«ياره»، ارّابه دو قروش، كه قروش تقريباً يك قران و هر چهل «ياره»يك قروش است مىدهند، روزى چهار صد ليره اجاره اين يك پل است، پل ديگر هم هست، اما در«بحبوحه» 1 نيست، طراده هم كار مىكند، شهر بسيار بزرگى است، در حقيقت به همه روى زمين وصل است، از يك طرف به«آسيا»وصل است و از يك طرف به«اروپا»، در اين فصل كه آخر«جدى» 2 است بادنجانهاى بسيار خوب، كدوى خوب، پرتقال و نارنگىهاى زياد، خيلى ارزان، نرخ همه چيز با اين اوقات«مشهد»خيلى كم تفاوت دارد، گوشت به حساب مَنِ تبريز هفت قران، روغن دو تومان، برنج هشت قران، نان سه قران است، گدا هم خيلى است، اما نه به قدر«مشهد»، ولى اصرارشان بيشتر از گداهاى«مشهد»است، مساجد زياد دارد، مختلف مىگويند، تا دوازده هزار هم مىگويند و بعيد نيست، بهترين مساجد او«اياز صوفيه»يا«ايازصفيه»و«جامع سلطان احمدخان» و«جامع حميدى»و«جامع سلطان بايزيد»است.
مسجد اياصوفيه
«ايا صفيه» 3 مسجدى خيلى بزرگ است، از تعريف خارج است، و همه مورخين تعريف او را نوشتهاند، رفتم وقت نماز عصر بود، اقتدا كردم، امام جماعت آن سيدى با ريش سفيد خوش سيما بود، بعد از نماز طفلى دوازده سيزده سالۀ خوش سيما، به لحن خوش تلاوت سوره مباركه يس كرده، به قدرى خوب تلاوت [ كرد] كه بى اختيار نشستم و گريه كردم، رفتم گوشهاى كه نماز خود را بخوانم،«حاجى قاسم عرب»كه همراه بود، خيلى مىترسيد كه من به طريق اهل شيعه نماز كنم، اعتنا نكرده نماز خود را خواندم،