221كردم. خيلى تمجيد و تعريف از فرزندم، تمام دوستان نوشته بودند و كارهاى راجع به خود را خيلى خوب از عهده زحمات برآمده و خوب اداره كرده و كارهاى خود را خوب از عهده برآمده است. اگرچه اين گمان را نداشتم و دعاى خير در حق او كردم.
اخبار تازه
اخبار تازهاى كه نوشته بودند:
يكى غارت كردن ارمنىها بود و افتادن سرِ درِ نقارهخانه 1 از باد در چهارم محرم و از عجايب اين است كه به عين در همان روز در«رابُغ»باد سختى و طوفانى دچار 2 ما شد، كه حقير در وقايع آن روز نوشتهام. شبها هم خيلى گرم است و هم پشه زياد دارد.
ده شب در«كربلاى معلى»توقف كردم. آقايان همه اظهار لطف كردند. كليددار «حضرت ابوالفضل»- سلام اللّٰه عليه -«جناب آقاى سيد مرتضى»هم ديدن كرد. بسيار سيد نجيب و معقولى است.
روز يكشنبه بيست و نهم، يك دليجان مخصوص كرايه كرده چهار به غروب مانده آمديم كنار آب، طرّاده سوار شده، آمديم«دارالصّفا»كه ارّابه از آنجا حركت مىكند. سه به غروب مانده حركت كرده، اول دسته روز بعد وارد«نجف اشرف»- على مشرفها آلاف السلام - شديم، در بين راه سه جا مال عوض مىكنند، هر جايى نيم ساعت توقف مىشود، راه نفوذ دارد. چون به جهت اينكه راه را آب گرفته است، بىراهه مىرود واِلا هشت ساعت مىرفته است.
دم دروازه«سيد سعيد خادم»كه سيد نجيب است و بر حسب توصيه«حضرت حجةالاسلام آقاى آخوند»، بايد منزل او منزل مىكردم و تا«كربلا»استقبال آمده بود[ و] منتظر بود. رفتم يك سر منزل او، دم درب طوسى منزلى خوب داشت، كه ملكِ «ميرزاقاضى»و در اجارۀ سيد است، بهترين منزلهاى«نجف اشرف»است. فورى رفته در حوض كه در سرداب داشت، غسل كرده و به حرم محترم«سيّد الاوصياء»- عليه