214اين هر سه را به هم [ بسته] بودند و روى آب ول دادند، آب او را مىبرد، فقط پارو كه خود«محداف»مىگويند، براى اين است كه اگر به يك طرف از وسط آب مايل شود، او را برگرداند به وسط. يا در جايى كه آب دو شعبه سه شعبه مى شود، او را به هر كدام كه صلاح است مىبرد، والا او را به روى آب در كمال آرامى بدون حركت محسوس مىبرد، مشروط بر اينكه باد نباشد. اما اگر فى الجمله نسيم خيلى كم باشد، آن وقت نمىتواند حركت كند، به جهت اينكه او را مىبرد به كناره و مىزند به ديوار، كه غالباً اين ديوار يا پايه«ناعور» 1 جديد است، يا پايههاى ناعور خراب، كه از اين پايهها از سنگ از ته شط بالا آوردهاند و به محض خوردن به سنگ، چون تخته نازك است مىشكند، ديگر آنجا حسابها پاك است و خداوند بايد حفظ كند كه ده روز بگذرد و اين كار واقع نشود.
چون«ناعور»از«دير»تا«قلوچه»اتصال دارد و ابداً صداى چرخ آن ساكت نمىشود، از طرفين نهر، متصل صداى ناعور و صداى چرخ است كه با مال آب مىكشند، زراعت در چنين نهر اتصال دارد.
نهر فرات
واقعاً كنار نهر فرات خيلى زراعت مىشود. همه جا بدون فصل چادر سياه و خانۀ نى و لوخ 2 است. بعضى جاها هم قلعههاى مختصر كوچك، كه چهار ديوار بلندى و درى كوچك دارد. اما قلعۀ آن كوچك است. مثلاً بيست ذرع در بيست ذرع در كنار نهر ساختهاند. كه محل زارع است. اما ناعور چرخى است از چوب كه از ميان شط پايه از سنگ و آهك ساختهاند، مثل پل دهنه دهنه كردهاند در يك كنار، و هر كس تحت استطاعت خود، بعضى سه و بعضى چهار تا هفت و هشت هم كمترك ديده شد كه پايه گذاردهاند و دهنه و سوراخ گذاردهاند و دم هر سوراخى چرخى بزرگ از چوب گذارده و