207در بالاى تپه برپا كردند كه دامنهاى آنها بر سبزه و آب گشوده مىشد. اسطخرهاى 1 آنها هم مملو از آب بود. خيلى خوش گذشت. گوشت برّه بسيار خوبى همراه بود. پلوى برۀ خوبى هم ساختند. آب خوش گوار بود. بحمداللّٰه خيلى خوش گذشت.
در«تاريخ واقدى»مسطور است كه:
«اركه»و«سخنه»اول معموره و آبادى است كه«خالد بن وليد»صلحاً آنجا را از مملكت«شام»مفتوح نمود. معلوم مىشود همين«اراك»بوده است و چنين مستفاد مىشود كه قلعۀ بزرگ و معتبرى بوده است و مىنويسد:«اركه»اول حد«شام»و گمرك خانه آنجا بوده است كه«خالد بن وليد»از«عراق»كه مامور به سردارى قشون اسلام«شام»شد در زمان«ابوبكر»، و«ابوعبيده»مامور متابعت او گرديد. به«اراك»آمد و«اركه»و«سخنه»را به صلح به تصرف درآورد و بعد از آن«تدمر»را نيز صلحاً مفتوح نمود.
اينك«سخنه»و«تدمر»دو قلعه بزرگ هستند. ليكن«اركه»آبادى چندانى ندارد و جاى مختصرى است.
يك خبر ناگوار
ولى از آنجايى كه نبايد در اين راه خوش بگذرد، شب ساعت چهار كه خواستم بخوابم، از طرف چند نفر از مشايخ اعراب شيعى كه از«موصل»آمده بودند و به«مكه»آمده با ما از«شام»همراه بودند و شش دستگاه ارّابه باركش كرايه كرده بودند، كسى آمد كه حضرات به شما كار دارند. خارج چادر فرشى انداخته، حضرات آمدند مذكور داشتند كه ما خيال داشتيم ساعت چهار حركت كنيم. عربى از اهل اينجا به ما خبر داد كه دوازده«مردفه 2 سوار»، كه بيست و چهار نفر باشند از اعراب در راه ديده است و احتمال مىرود كه به خيال ما آمده باشند. عسكر هم كه امروز همراه شما نيست، تكليف چيست؟
چون از«تدمر»عسكر همراه ما نيامد به جهت اينكه سر عسكر آنجا مذكور داشت كه راه بحمداللّٰه امن است و ما هم بيش از چهار نفر عسكر نداريم، دو نفر با مدير رفته