139شيرهاى كوچك گذاشتهاند براى وضو، كه به سر حوض كوچكى كه براى وضو ساختهاند، آب آن مىريزد.
سى روز مكه
سى روز تمام در«مكه مشرّفه»، مشرف بودم، امسال حمل«امير جبل»، به جهت منازعهاى كه با«ابن سعود» 1 دارد، بيرق خود را نفرستاده است، ناچار بايد با«حمل شام» رفت، دو جفت كجاوه، و يك شتر سرنشين به صد و هشت ليره، از«حاجى قاسم»كرايه كردم، او هم از«عبود شيخ عقيل»كه حمله دار معتبر شامى است براى ما مال گرفته بود.
زندان كردن حمله دارها
روزى خبر آوردند كه همه حمله دارها را كه بيست و پنج نفر هستند، يعنى«حمله دارهاى جبلى»كه حاج«ايران»را مىبردند،«شريف»محبوس كرده است، كه از آن جمله «حاجىقاسم»است.«ميرزا اسداللّٰهخان»را فرستادم نزد«جناب قنسول»، كه«حاجى قاسم»نوكر حقير است، هر چه بايد بدهد بفرمائيد كه حقير بدهم. او هم معقوليت كرده، فورى«حاجى قاسم»را مرخص كرده بود، ولى حمله دارهاى ديگر را محبوس كرد، از هر حاجى يك ليره، و كجاوهاى دو ليره گرفتند.
تمجيد از سفرنامه
عصر همان روز، جناب قنسول با عمدة التجار«جعفر آقا»پسر«تاجر باشى رضايوف»آمدند منزل، نشسته قدرى صحبت كرديم، از اين كتاب خوانده، قدرى تمجيد كردند، خواهش كتابى كردند كه حقير بنويسم، كه در اصول و فروع، مذهب مسلمانى را به طريق اختصار بنويسم، چون مىگفتند كه«ژاپنىها»خيلى ميل به مذهب اسلام كردهاند، و متقبل شدند كه چاپ كرده رواج بدهند، در بين صحبت، عربى كه در اطاق جلو نشسته