160
آفتاب آسا به سوى خاك غلطان آمده
گر مسلمان بوده عبداللّٰه بِنْ سَرْح از نخست
باز كافر گشته و در راه كفران آمده
بوده كعب بن زهير از ابتدا كافر صفت
پس مسلمان گشته و همجنس حسّان آمده
گر توأم عبداللّٰه بن سرح خوانى باك نيست
من به دل كعبم مسلمانتر ز سلمان آمده
نام من چون سرخ زنبوران چرا كافر نهى
نفس من چون شاه زنبوران مسلمان آمده
خلق بارى كيست كامرزد گناه بندگان
بنده را توفيق آمرزش ز يزدان آمده
گر همه زهرست خلق از زهر خلق انديشه نيست
هر كه را ترياق فاروقش ز فرقان آمده
من شكسته خاطر از شروانيان و ز لفظ من
خاك شروان موييايى بخش ايران آمده
گرچه شروان نيست چون غزنين من غزنينِ فضل
از چو من غزنين نگر غزنين به شروان آمده
من به بغداد و همه آفاق خاقانى طلب
نام خاقانى طراز فخر خاقان آمده 1