154
نعلِ پيشان همسر تاج خضَر خان آمده
صوفيان در كوه پر آب زندگانى چون خضَر
همچو موسى در عصاشان جان ثعبان آمده
هو و هو گويان مريدان هوى هوى اندر دهان
چون صدف تن غرق اشك و سينه عطشان آمده
ز آه ايشان گه الف چون سوزن عيسى شده
گاه هى چون حلقۀ زنجير مطران آمده
آتشين حلقه ز باد آفتاده و جَسته ز حلق
رفته ساق عرش را خلخال پيچان آمده
ز آهشان يك نيمه مسمار در دوزخ شده
باز ديگر نيمه طوق حلقِ شيطان آمده
اين مربّع خانۀ نور از خروش صادقان
چون مسدّس خان زنبوران پُر افغان آمده
چون مشبك خان زنبوران ز آه عاشقان
بس دريچه كاندرين بام نُه ايوان آمده
كعبه همچون شاه زنبوران ميانجا معتكف
عالمى گردش چو زنبوران غريوان آمده
آفتاب اشتر سوارى بر فلك بيمار تن
در طواف كعبه محرموار عريان آمده
خون قربان رفته در زير زمين تا پشت گاو
گاوِ بالاى زمين از بهر قربان آمده
بر زمين الحمدللّٰه خون قربان بسته نقش