1963)متوكل 4)منتصر 5)معتمد 6)معتضد.همه اين خليفهها به نوبۀ خود در آبادانى و شكوفايى سامراء سهم داشتند.در دوران سلطه تركان،شهر سامراء همواره دست خوش درگيرىهاى داخلى و جريانهاى سياسى بود كه چيزى جز فساد،تباهى و تخريب براى آن شهر در پى نداشت تا اين كه معتضد باللّٰه،شانزدهمين خليفه عباسى،به ناچار سامراء را رها كرد و دوباره به بغداد برگشت و پايتخت خلافت اسلامى دوباره به بغداد انتقال يافت. 1
از اين زمان بود كه شهر دچار ويرانى و تخريب شد و به نام ديگرى شهرت يافت و آن«ساء من رأى»بود؛يعنى هركس آن را ديد ناراحت شد.
در عصر متوكل،به سبب مسجد جامع و مناره ملويهاى كه او بنا كرد،سامراء موقعيت ويژهاى يافت.به خصوص كه اين خليفه تلاش زيادى در آباد كردن شهر و ساختن قصرها انجام داد. 2
از هنگام انتقال خلافت به بغداد تا عصر حاضر،در منابع دربارۀ سامراء سخن چندانى نيست و اين شهر به سبب وجود مزار و مرقد عسكريين هم چنان آبادان و پابرجا مانده است.اما براساس گفتههاى سياحان در عصر قاجار،اين شهر داراى سه دروازه بود؛ يكى دروازه بغداد،ديگرى دروازه شريعه(جايى كه مردم از شط مىتوانند آب بردارند)و سومى دروازه قاعد كه نام قبيلهاى از عرب بود. 3
اديب الملك از كسانى است كه در دورۀ قاجار اين شهر را ديده و چنين مىستايد:
«هواى سامره چون بهشت است و خاكش عنبر سرشت.اكثر از سنگ ريزههايش سليمانى است و سبز و زرد و مرجانى،زيرا كه از كثرت خوش هوا در آن دشت باصفا، سنگش بدان طريق مصفا شود». 4
محمد شاه هندى،از پادشاهان هند،در اين شهر قلعهاى مستحكم با ديوارهايى