187يازدهم قمرى نيست.تذكرة الائمة هم،كه حدود يك قرن پس از اوست،از آن كتاب گرفته است و نسخهى مجهولهاى از قرآن نگاشته شده در قرن هفدهم ميلادى كه كليرتسدال ادعا مىكند اين سوره در آن است نيز،به احتمال زياد،با توجه به تاريخ كتابت آن،از همين كتاب دبستان مذاهب گرفته است.تا پيش از اين كتاب هيچ منبع و مدركى براى سورهى نورين وجود ندارد.سورهى ولاية نيز تنها در آن نسخهى مجهولهى قرآنى است كه در قرن هفدهم ميلادى نگاشته شده و اثرى از اين دو سوره در هيچكدام از منابع و مصادر شيعه،از كتب اربعهى متقدمه و متأخره و به ويژه كتابهايى كه مظانّ طرح اين بحثاند،نيست؛مانند:كتاب منسوب به سليم بن قيس(م.90)،كتاب القراءات(كه به اشتباه كتاب التنزيل و التحريف ناميده مىشود)از احمد بن محمد سيارى(م.256)تفسير منسوب به علىّ بن ابراهيم قمى،و نيز در لابهلاى كلام كسانى كه به پندار تحريف قرآن گرايش دارند؛مانند ابو الحسن محمد بن احمد،معروف به ابن شنبود بغدادى 1(در 328.ق.)از دانشمندان اهل سنت،كه بر اين پندار سخيف بود عثمان پانصد حرف از قرآن را ساقط كرده است و همينطور در نگاشتههاى آنان كه تا پيش از قرن يازدهم متعرض باورهاى شيعه دربارهى قرآن شدهاند؛مانند ابو الحسن اشعرى 2و يا بر باورهاى شيعه خرده گرفته،آنان را متهم به تحريف قرآن مىكنند؛مانند:ابن حزم اندلسى 3(م.456 ق)،ميرزا مخدوم شيرازى 4،مطهر بن عبد الرحمن 5(هر دو در قرن دهم)و...