150بسيارى از اهل سنت و جماعتى از شيعه سخن از آيات و كلماتى از قرآن دارند و بر اين باورند كه تلاوت آن آيات و كلمات همراه با حكمشان و يا تنها تلاوتشان نسخ شده است...و چون نظريهى نسخ التلاوة قابل دفاع نيست،اين آيات و كلمات بايد خواسته يا ناخواسته از قرآن ساقط شده باشند؛بدون آن كه بگوييم تلاوت آنها از ناحيهى خدا و رسولش منسوخ است. 1
اولا،در منابع شيعى آيهاى كه تلاوتش نسخ شده باشد تنها يك مورد است و آن آيهى رجم است كه در آن مىگويد:«الشيخ و الشيخة إذا زنيا فارجموهما...؛حكم زناى محصنه رجم است...» 2اين خبرى واحد و معارض با اخبارى است كه حكم زناى محصنه را مستند به سنت مىداند 3.ما به زودى دربارهى اين مطلب بحث بيشترى خواهيم داشت.
ثانيا،هر چند نظريهى نسخ التلاوة باطل است-همانطوركه جمعى از خود اهل سنت بر بطلان آن دليل آوردهاند-ليكن اين به معناى اسقاط يا سقوط آيات و كلمات قرآن نيست،بلكه رواياتى كه حكايت از اين مطلب دارند،اخبار آحاد و غير قابل استنادند و با ادلّهى سلامت قرآن از تحريف در تعارضاند و ساقط خواهند بود.
دليل چهارم «مصحف امام على»و تفاوت محتوايى آن با قرآن موجود.
محدث نورى در اين زمينه چنين آورده است:
امير مؤمنان مصحفى مخصوص به خود داشت كه پس از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جمعآورى كرد...اين مصحف،بنا به روايات،با قرآن موجود از نظر تأليف و ترتيب سورهها متفاوت است و در آن اضافاتى است كه در قرآن موجود نيست