477كوچهاى كه به مسجد مىرفت.اين خانه از آن خاندان معمر بن خطل جمحى بود سپس به حجير بن ابى اهاب سهمى رسيد آنگاه يحيى بن خالد برمكى آن را به سى و شش هزار دينار خريد.سپس به عمرو بن ليث صفّار تعلق گرفت و سپس اصطبل سلطان شد و بخشى از آن هم مسكن مردم گرديد.پيوسته به دار العروس و خانۀ جعفر بن محمد بود. 1
اما دار النّدوه،خزاعى در باب دست به دست گشتن آن به تفصيل سخن گفته است.
گويد كه دار النّدوه پيوسته به مسجد الحرام بود.ابتدا سراى قصىّ بود و بعد به عبد الدّار رسيد، آنگاه به عبد مناف و سپس به پسرش هاشم منتقل گرديد،بعدا به عمرو و عامر پسران هاشم رسيد و آنگاه به ابن الرّهين العبدى او از فرزندان عامر بن هاشم بود.معاويه دار النّدوه را از او خريد و آباد ساخت و هر وقت كه به حج مىآمد در آنجا منزل مىكرد.خلفاى ديگر اموى هم بعد از او چنين مىكردند.در زمان عبد الملك بن مروان وليد و سليمان و ابو جعفر المنصور كه مسجد الحرام را توسعه دادند،دار النّدوه داخل در مسجد شد.
خلفاى بنى عباس هم چون پيشينيان به هنگامى كه به حج مىرفتند در آنجا فرود مىآمدند تا آنگاه كه هارون الرشيد دار الاماره را از بنى خلف خزاعى خريد و دار النّدوه روى به ويرانى نهاد و اتاقهاى زنان را به غربا و مجاورين اجاره دادند و اتاقهاى مردان هم محل بستن ستوران عمال مكه شد.پس بندگان سياه پوست و ديگران در آنها زيستن گرفتند.اينان به خانههاى همسايه آزار مىرسانيدند.مدتى جاى انداختن زبالهها شد و آب باران از آنجا به مسجد الحرام سرازير مىشد.خليفه معتضد از اين امر آگاه شد و فرمان داد تا از دار النّدوه مسجدى بسازند پيوسته به مسجد بزرگ.پس بناى آن تجديد شد و از آن دوازده در ديوار مسجد بزرگ در گشودند و بدينگونه به مسجد كبير پيوست و هر كه در آنجا به نماز مىايستاد كعبه رويارويش بود. 2
در شيبه آخرين درى است در طرف شرقى از ديوار شمالى.آنجا آغاز دوازده ميلى است كه ميان مكه و عرفه است.آن را باب السيل هم مىگويند؛زيرا پيش از آن كه عمر بن خطاب سد بالايى را ببندد سيلابها از آنجا به مسجد الحرام داخل مىشد.آنجا در بزرگى است كه خلفا