466
مسجد الحرام
كعبه و مقام و زمزم در صحنى بدون سقف هستند كه آن را مسجد الحرام گويند.
مسجد الحرام همواره مقدس بوده است.از حزوره كه در جنوب آن است تا مسيل اجياد و مسعى امتداد دارد.در اطراف آن ديوار يا نردهاى نبود بلكه كويهاى عشاير و خانههاى برخى از متنفدين بود.معلوم است كه متنفدين از حد خود تجاوز كرده و جلوتر مىآمدند و اين امر سبب تنگى مسجد شده بود،به گونهاى كه ميان ديوار مسجد و مقام اندكى فاصله بود ديوارهايى كه خاص خودش باشد نداشت،ديوارهايش همان ديوارهاى مردم بود.البته بين خانهها درهايى بود كه مردم از اطراف بدان داخل مىشدند.
به هنگام ظهور اسلام اين صحن تنها مسجد مكه بود.مسلما براى نمازگزاران،فراخ جايى نبود.اين امر سبب شد كه برخى از خلفا خانههاى اطراف را بخرند و بر مسجد بيفزايند.
اولين بار در زمان عمر بن خطاب بود سپس در زمان عثمان ولى مورخان ننوشتهاند چه مقدار آن را وسيعتر كردند.
مسجد به همان حال بود تا عبد الله بن زبير نهضت خويش اعلام داشت از كارهايى كه در اين سالها كرد توسعۀ مسجد از جانب شرقى بود.پس قسمتى از خانۀ ازرق را به مسجد افزود و سپس آن را از سوى وادى و صفا و ناحيۀ بنى مخزوم گسترش داد و همچنان تا پشت بيت الشراب،آنسان كه فاصلۀ آن تا اين خانه هفت ذراع شد و تا خانۀ شيبة بن عثمان را بر مسجد اضافه كرد.
عبد الملك ديوارهاى مسجد را بلند كرد و بر آن سقفى از ساج ساخت و به نيكوترين وجه عمارت كرد.وليد كار عبد الملك را ويران ساخت و بنايى محكم برآورد و ستونهاى مرمر به آنجا آورد و سقفها را از چوب ساج و آراسته به زر نمود و طاقها را به فسيفساء پوشيد و بر صحن مسجد صفايح مس گسترد و براى آن بالكنها ساخت ولى بر وسعت آن نيفزود.
ابو جعفر المنصور مسجد را توسعه داد و شق شمالى را كه نزد دار العجله و دار النّدوه است وسعت بخشيد و بيشتر دار النّدوه و بخشى از خانۀ شيبه را بدان داخل كرد.اين امر در سال 140 بود.
در سال 160 مهدى عباسى فرمان داد كه مسجد را از سمت بالا گستردهتر سازند آنچه را كه از خانۀ ازرق مانده بود و خانۀ خيره دخت سباع الخزاعى و خانهاى از آن خاندان