435ابن حبيب گويد در عصر اسلامى جماعاتى بدون حلف داخل در قريش گرديدند.دخول اينان يا به صهر بود يا به صداقت يا به رحم و يا به ولاء.از عشاير قريش كه ديگران در آن داخل شدند؛عبارت بودند از هاشم و عبد شمس و نوفل بن عبد مناف و بنى حارث بن عبد المطلّب بن عبد مناف و عبد الدار و اسد بن عبد العزّى و زهره. 1
پس شمارى در مكه وطن گرفتند بدون حلف.اينان را در تغيير شمار افراد عشاير تأثير بود.ولى كتابهاى انساب و فقه از آنها ياد نكردهاند.جز شافعى كه به عشاير مكه در اواخر قرن دوم اشارت مىكند و مىگويد كه مردى از بنى عبد مناف جنايتى كرد،بنى عبد مناف جنايت را به گردن گرفتند.اگر نگرفته بودند بنى قصى مىبايست به گردن گيرند و اگر ايشان نگرفته بودند به ترتيب به بنى كلاب و بنى لؤى و بنى غالب و بنى فهر و بنى مالك و بنى النّضر و بنى كنانه و...مىرسيد.ترديدى نيست كه شافعى اين عشيرهها را كه نام مىبرد مربوط به زمان خود اوست و نامهاى قديمى را ياد نمىكند ولى مىتوان گفت كه نامگذاريها تغيير يافته و ديه منحصرا در همان شهرى كه جنايت در آن اتفاق افتاده،پرداخت مىشود.
نامهايى كه شافعى ذكر كرده مطابق است با اوضاع قبايل هنگام ظهور اسلام؛يعنى بنى عبد مناف عبارتند از هاشم و عبد شمس و مطلب و نوفل و بنى قصّى عبارتند از:عبد الدار و اسد بن عبد العزى و بنى كلاب عبارتند از زهره و بنى مرّه عبارتند از مخزوم و بنى كعب عبارتند از عدىّ و سهم و جمح و بنى لؤى عبارتند از عامر و معيص و بنى غالب عبارتند از تيم ادرم و بنى فهر عبارتند از محارب و حارث.
ازرقى هنگامى كه از بناى كعبه سخن مىگويد،نام شمارى از عشاير قريش را ذكر مىكند و از چاههايى كه قبل از اسلام هر عشيره حفر كرده است نام مىبرد.
آن چاهها از آن بنى اميه و بنى هاشم و بنى اسد بن عبد العزّى و بنى عبد الدّار و بنى مخزوم و بنى تيم بن عامر بن لؤى بودند.
از درهاى مسجد براى هر يك از بنى سهم و جمح و تيم و مخزوم و عبد شمس درى را نام مىبرد و نيز به محلۀ بنى عدىّ اشارت دارد كه نخست نزد مسجد بود سپس به اطراف در سمت شمالى بنى سهم منتقل شدند.
و براى محلههاى بنى نوفل بن عبد مناف و عبد الدّار بن قصىّ و زهره و مخزوم و