269
فصل يازدهم:شيوۀ جمعآورى صدقات
رابطۀ ميان پيامبر و قبايل جزيرة العرب از نامههايى كه آن حضرت به آنها يا رؤساى آنها نوشته است،آشكار مىشود.محتواى اين نامهها و شروطى كه در آنها آمده،در همه يكسان نيست و اين به سبب اوضاع و شرايطى است كه به هنگام نگارش نامه حاكم بوده است،چه بر مدينه و چه بر قبايل،بطور كلى نامهها كوتاه و شروطى كه در آنها به كار رفته است مشخص و روشن است.مگر دو نامه كه يكى به مردم نجران نوشته شده.و يكى به مردم ايله.اين دو نامه مفصل و در آنها شروط و احكامى آمده است كه در نامههاى ديگر كه به قبايل ديگر نوشته است،به چشم نمىخورد.
چون پيامبر-ص-وفات كرد،بيشتر قبايل جزيرة العرب مرتد شدند.البته اينجا جاى آن نيست كه در باب ردّه و مفهوم آن و انگيزهها و مظاهر آن،صحبت كنيم.بلكه به همين اكتفا مىكنيم كه مرتدين-هر انگيزه و ادعايى كه داشتند-از ابو بكر اطاعت نمىكردند.و نمىخواستند تعهداتى را كه با رسول الله-ص-كرده بودند با او به اجرا درآورند.ابو بكر نيز كار را آسان نگرفت،بلكه بر ضد آنها به قدرت متوسل شد.زيرا نامههايى كه در دست آنها بود به گونهاى نبود كه تعهدات و شروطى را دربرداشته باشند،هر چه بود تسليم بلا شرط بود.به اين معنا كه آنها را به پيوستن به دولت اسلام و انصراف از شرك ملزم مىنمود.بنابراين ابو بكر در برابر آنها به هيچ شرطى يا قيدى مشخص،ملزم نمىشد.او حق داشت كه قانونا هر چه بر او فرض است دربارۀ آنها به اجرا درآورد و براى آنها هم مقدور نبود كه پس از خضوع در برابر قدرت از خليفه امتيازاتى را مطالبه كنند يا در باب آنچه او مىطلبد چون و چرا كنند.واقع اين است كه على-ع-در زمان خلافتش با بنى ناجيه و عبد القيس پيكار كرد زيرا خرّيت بن راشد-