251پيش از عمر بن عبد العزيز مردم را از خواندن نماز بر جنازهها در مسجد منع مىكردند.از اين عبارت برمىآيد كه قبل از عمر بن عبد العزيز،حرس مسجد وجود داشته است.از ابن ذئب از مقبرى روايت شده كه او ديده است كه شرطگان مروان بن حكم مردم را از مسجد بيرون مىكردند و نمىگذاشتند كه بر جنازهها نماز بخوانند. 1
1-روايت ابن زباله از وجود حرس مسجد در عهد حكومت عمر بن عبد العزيز بر مدينه (كه در زمان خلافت وليد بن عبد الملك بوده)منافاتى با روايت يحيى ندارد او مىگويد حرس در زمان حكومت مروان در مسجد وجود داشته؛زيرا مروان در عهد خلافت معاويه بر مدينه حكومت مىكرده است.
از اين عبارت معلوم مىشود كه حرس مسجد،در زمان معاويه معمول شده است.حالا پيش از معاويه هم بوده يا نه،ما را از آن آگاهى نيست.
2-از نص مذكور در فوق برمىآيد كه از وظايف حرس مسجد،منع كردن مردم از خواندن نماز بر جنازهها در درون مسجد بوده است.البته شايد اين يكى از وظايف آنها بوده است؛زيرا با وجود گسترش شهر مدينه،مسجد جامع تنها در مدينه بوده و بودن مسجد به عنوان مركز اجتماعى و ادارى و فكرى،مسلما موجب بروز مشكلاتى مىشد و افراد شرطه علاوه بر منع مردم از خواندن نماز جنائز در مسجد وظيفه داشتهاند كه امنيت را هم در آنجا برقرار سازند.
ابن نجّار از اهل سير روايت مىكند كه رسول خدا-ص-مردى به نام هيصم مزنى را بر عقيق امارت داد.از آن پس حاكم عقيق از سوى مدينه معين مىشد تا زمان داود بن عيسى كه در سال 198 آن را ترك گفت. 2
عبد الله بن ذكوان گويد:بنى اميه در ديوان حقوقى معين كرده بودند،براى كسى كه در عقيق از حوض مروان بن حكم نگهبانى كند و عهدهدار امور بئر مغيره گردد؛مثل مهيا كردن طناب و دلو براى آن. 3
قول مرجح اين است كه ابن نجار و عبد اللّه بن ذكوان را يك هدف بوده و آن اين كه