250
قضاء و حرس
منصب قضا از مناصبى است كه در كتب،نام متصديان آن فقط در مدينه ذكر شده است.عدم ذكر نام قاضى در ديگر شهرها دليل بر اين است كه در عهد خلفاى سهگانه و اموى چنين منصبى در جاى ديگر غير از مدينه نبوده است و ما نمىدانيم در شهرهاى ديگر كه منصب قضا بوده،قاضيان به چه نحوى به حل مسائل قضايى مردم مىپرداختهاند.
در زمان خلفاى سهگانه در مدينه قاضى نبود؛زيرا آنان خود به مسائل قضايى بررسى مىكردند و حكم مىدادند.در اوائل خلافت اموى هم همان كسى كه به حكومت مدينه منصوب مىشد،به كار قضا هم مىپرداخت. 1
در عصر اموى چهار تن از قضات مدينه از انصار بودند چون عمرو بن خالد زرقى و عبد الرحمان بن يزيد انصارى كه در عهد خلافت وليد بن عبد الملك بر سر كار قضا بودند و ابو بكر بن عمر بن حزم در زمان هشام و يحيى بن سعيد انصارى در زمان وليد دوم.اما بقيۀ كسانى كه عهدهدار امر قضا بودند از قريش بودند.از اين قرار كه از خاندان عبد الرحمان دو تن از فرزندان و يكى از نوادگان و يكى از برادرزادگانش.اما بقيه از عشيرههاى مختلف بودند.
طبيعى است كه از صحابه كسى در ميان آنها نبود.اما در باب شرطه در مدينه فقط از رؤساى آنها ذكرى به ميان آمده.چون مصعب بن عبد الرحمان بن عوف در زمان معاويه و عمر بن زبير در زمان يزيد.گويا عدم ذكر نام كسان ديگر،اين بوده كه اين شغل هم به عهدۀ حكام بوده است.و عدم ذكر نام آنها در جاهاى ديگر به علت نبودن آنها در آن بلاد بوده است.زيرا واليان در هر جا كه بودهاند،نگهبانان خاصى داشتهاند كه وظايف شرطه هم به عهدۀ آنها بوده است.
از مشاغلى كه در مدينه وجود داشت يكى حرس مسجد بود.سمهودى از ابن زباله از موسى بن عبيد روايت مىكند كه عمر بن عبد العزيز براى حراست مسجد عدهاى را استخدام كرد.و جز آنان كسى آن كار را بر عهده نداشت.كثير بن زيد گويد:حرس عمر بن عبد العزيز را ديدم كه مردم را از خواندن نماز ميت در مسجد منع مىكردند.
عثمان بن وليد از عروة بن زبير نقل مىكند كه گفت:مردم را به هنگام گزاردن نماز بر جنازهها مىزدند،گفتم چنين است ولى بر جنازۀ ابو بكر در مسجد نماز خواندند.يحيى مىگويد