222موضعى است در حجاز نزديك عسفان و آن از آن بنى غفار است.پيوسته به غيقه و گويد كوهى است ميان ابواء و كوه جهينه.خلص در وادى آن است.بكرى گويد:بعال و قبب دو كوهاند نزديك عسفان و نيز در همان نزديكى است غدير اشطاط رسيده به حديبيّه.
اما كراع الغميم؛ياقوت گويد:واديى است رو به روى عسفان و در شانزده ميلى آن.اين كراع كوهى است سياه در جانب حرّه(سنگلاخ)نزد اليه.نصر گويد:غميم در طرف مراض است و مراض ميان رابغ و جحفه.بكرى گويد:از عسفان تا كراع الغميم هشت ميل است و غميم وادى است و كراع كوهى است سياه در جانب چپ جاده.به سبب بلند بودنش آن را به كراع(قلم پا،از زانو تا غوزك)تشبيه كردهاند.گويند يك ميل كه از غميم دور شويم به سقاخانۀ عدنى و مسجد آن مىرسيم و بعد از آن موضعى است موسوم به سدوس.چاههايى است از آن يكى از فرزندان ابو لهب.از كراع الغميم تا بطن مرّ پانزده ميل است.جنابذ(گنبدها)سه ميل پيش از كراع الغميم است و آن مجموعهاى از چاهها و گنبدها و مسجدى.جنابذ وسط راه عسفان و بطن مرّ است. 1
ميان وادى عسفان و بطن مرّ،از سمت چپ كسى كه به مكه مىرود وادى ستاره واقع شده،طول اين وادى حدود دو روز راه است.نزديك آن وادى ديگرى است همانند آن معروف به سايه.
بطن مرّ
بطن مرّ آخرين منزل مهم ميان مكه و مدينه است.عرّام گويد:چون از عسفان بيرون آمدى و دريا را ديدى و از چند كوه و قريه گذشتى به واديى مىرسى به نام مسيحه و به وادى ديگرى به نام مدركه.در اين دو وادى بزرگ آب بسيار است.از آن جمله آبى است به نام حديبيّه و در پايين آن آبهايى است كه در حرّه(سنگلاخ)مىريزد و تا دريا ادامه دارند. 2
اما بطن مرّ؛ابن رسته گويد:قريۀ بزرگى است نيكو و پرجمعيت با نخلستانها و مزارع فراوان.در آنجا بركهاى است كه آب از كوه به آنجا مىريزد. 3ابن جبير گويد بطن مرّ،وادى