206مجد و ابن قتيبه گويند كه سقيا در فاصلۀ دو روز راه از مدينه است.ولى اسدى مىگويد در فاصله چهار روز راه است و ميانشان صد ميل فاصله است. 1
سقيا قريۀ بزرگى است،نزديك به دريا در مسير يك روز و يك شب راه.قريهاى است جامع از اعمال فرع.منزلى است در آن بستانهاى وسيع و نخلستانهاست.سهيلى گويد:سقيا را به سبب بركهها و چاههاى بسيارش بدين نام خواندهاند.از كسانى پرسيدهاند كه سقيا را چرا سقيا ناميدهاند؟گفتهاند:بدان سبب كه مردم در آنجا آب شيرين نوشند.
ابن الفقيه گويد:چون تبّع از مدينه باز مىگشت در سقيا فرود آمد.تشنه شده بود.در آنجا باران فرو باريد و از اين رو آنجا را سقيا گفتند. 2
اسدى گويد:در سقيا مسجدى است از آن رسول خدا-ص-به سوى كوه.و در آنجا چشمهاى است از آب شيرين.در سقيا بيش از ده چاه هست در كنار برخى از چاهها بركههايى است و چشمهاى پرآب كه مصب آن در بركه است و به سوى صدقات حسن بن زيد جارى است.بر سر آن نخل و ديگر درختان است به حد وفور.اين آب مدتى قطع شده بود.پس در سال 243 بار ديگر جارى شد و در سال 253 باز هم قطع گرديد.در يك ميلى از منزل موضعى است كه در آن كشتزارها و نخلستان است و صدقات حسن بن زيد.نيز در آنجا سى چاه است كه هر يك مزرعهاى را سيراب مىكنند.
در ايام متوكل پنجاه چاه ديگر احداث شد كه همه آبشان شيرين است و به قدر قامت يك انسان يا بيشتر و يا كمتر آب در آنهاست. 3
در سه ميلى بعد از سقيا به طرف مكه چاه تعهن است و در تعهن صخرهاى است به نام امّ عقى.تعهن و ذو الريان و امج آبهايى هستند از آن بنى ليث بن بكر و تعهن ميان قاحه و سقياست در راه مكه و مدينه. 4
در يك ميلى سقيا،قاحه واقع شده و آن وادى عبابيد است كه در سه مرحلهاى مدينه است.نصر گويد:قاحه موضعى است ميان جحفه و قديد.عرّام گويد:در ثافل اصغر كه نام