189كه از وادى بالا روى و در ابتداى بيداء چاهى است و بيداء ميان حليفه و ذات الجيش است و در جاى ديگر گويد:چون از حليفه بيرون آيى دو نشانه است و بيداء بالاى آن دو نشانه است.
هنگامى كه از وادى بالا روى.بيداء موضعى است مشرف بر ذو الحليفه به اندازه يك تير پرتاب از مسجد آن.و آن نشانهها كه گفتيم هنوز موجوداند. 1
پايين سربالايى بيداء در اواخر حليفه مسجد معرّس است.سمهودى گويد:جز همان مسجد كه ذكر آن گذشت ديگر مسجدى در آن حدود نيست.و آن مسجد هم قريب يك تير پرتاب آن سوى ذو الحليفه است.مسجدى است كهن برآورده شده از گچ و سنگ. 2
ياقوت گويد:معرّس مسجدى است در ذو الحليفه در شش ميلى مدينه پيامبر-ص-در آنجا استراحت مىكرد سپس به سوى غزا يا كار ديگر مىرفت.
ابن شبّه گويد:بالاى ذو الحليفه كه محل احرام است و پيش از حمراء الاسد،جايى است بالاتر از عقيق به نام حليفۀ عليا.محل احرام حليفه سفلى است.سمهودى در تعليق بر عبارت او گويد:جز در كلام اسدى چنين جايى را نديده است.
اما ذو الحليفهاى كه محل احرام است نيز از وادى عقيق است.از اين رو ابو حنيفه از ابن عمر،روايت كرده كه مردى برخاست و گفت يا رسول الله،محل احرام كجاست؟حضرت فرمود محل احرام اهل مدينه از عقيق است. 3
حمراء الاسد
حمراء الاسد موضعى است در هشت ميلى مدينه. 4و در روايت ابن سعد،حمراء الاسد ده ميل از مدينه دور است،در راه عقيق در سمت چپ ذو الحليفه. 5زبير بن بكّار گويد كه سعد بن ابى وقاص در حمراء الاسد اعتزال جست.در آنجا قصرى بنا كرد و تا پايان عمر در آنجا بود.چون بمرد در مدينه به خاكش سپردند.و عقيق از حمراء الاسد مىگذرد.در حمراء