119واديى رسى كه ميان تو و مرّ الظهران واقع شده كه آن را مسيحه گويند و وادى ديگرى پيش آيد به نام مدركه.اين دو وادى بزرگاند با آب بسيار.از آن جمله آبى است به نام حديبيّه.و فروتر از آن آبهايى است كه از حرّه( سنگلاخ)به سوى دريا روانند. 1
فرنفق،آبى است در ابلى،ميان معدن بنى سليم و سوارقيّه. 2
در نزديكى ابلى دو چاه سرپوشيده است،در درون يكى آبى است شور،آن را رفده گويند و در حوالى آن نخلهايى است و بيشههايى كه عابران در سايۀ درختانشان بيارامند.
ياقوت گويد:رفده آبى است در سبخه،در سوارقيّه. 3
عرّام گويد:چون از عين النازيه بگذرى به آبى رسى به نام هبيه و آن سه چاه است و بر سر آنها مزارعى. 4
از اين نوشتهها برمىآيد كه آبها اطلاق مىشود-غالبا-به آب اندك،چون مشقّق، ولى گاه به چاه اطلاق شود.بسيار باشد كه آبها درون واديها باشد چون تربان و واديهاى عسفان و مثعر و مشجر و گاه جارى بود چون آبهايى كه در نزديكى حديبيّه جارى هستند و گاه به حدى است كه با آن زراعت كنند چون عزور.
چاهها
در كتب نام شمار كثيرى از چاهها آمده كه بيشتر آنها بر سر راههاى ارتباطى هستند، مخصوصا اطراف مدينه.
ياقوت گويد:سعد در نزديكى مدينه بر سر راه فيد است قصر و منازلى و بازارى و آبى شيرين دارد.بر سر راه كسى است كه از فيد به مدينه رود. 5
اما روحا،ابن رسته گويد:در آنجا مردمى زندگى كنند،بازارى كوچك دارد،آبش از چاههاست.سمهودى گويد:در آنجا چاههاى بسيار بوده ولى امروز جز يك چاه باقى نمانده