114آنجا به سوارقيّه در سه ميلى عين النازيه روند و آن روستاى بنى سليم است.در نزديكى سوارقيه كوههايى است چون:
1-مغار،كوهى است بالاى سوارقيه در بلاد بنى سليم در آنجا در زير ريگ آبهاى فراوان باشد كه چون ريگ را باز كنند آب بسيار فوران كند ولى آبش شور است.آنجا را سهدار (يا هدّار)گويند.و نيز دو چاهك است سرشان به سنگ سياه پوشيده.در درون يكى از آن دو آبى است شورناك و آن را رفده گويند و وادى آن را عريفطان نامند.در آنجا نخلها و بيشههاست كه عابران در سايۀ آنها بيارمند.بر جادۀ زبيده.بنى سليم آن را منقار زبيده گويند.
(ياقوت:منقّا زبيده.م) 1
2-صحن،كوهى است در بلاد بنى سليم بالاى سوارقيّه ابو اشعث گويد كه در آنجا آبى است به نام هباءه و در آنجا چاههايى است كه از ته به يكديگر راه دارند،آب آنها به يكديگر پيوندد.آبى گوارا و شيرين كه به آن گندم و جو و امثال آن كارند. 2
اما هباءه؛بكرى گويد كه در برابر شواحط مكانى است موسوم صحن.در آنجا آبهايى است كه هباءه ناميده شوند.چاههايى است كه از ته به يكديگر راه مىبرند و آبشان در يكديگر ريزد و بدان آب زراعت كنند. 3
3-شواحط،كوهى است مشهور در نزديكى مدينه و سوارقيّه.پلنگ و بز كوهى آنجا فراوان باشد.آبها كه از كوه فرو مىريزد در استخرها گرد آيد تا بدان زراعت كنند.عرّام گويد،در نزديكى شواحط از نواحى مدينه و سوارقيّه واديى است به نام برك كه گياه و آب فراوان دارد.
ميان سلّم و عرفط.ابن سكّيت در تفسير اين بيت كثيّر:
فقد جعلت اشجان برك يمينها
و ذات الشمال من مريخة اشأما
گويد:اشجان مسيلهاى آب است و برك در اينجا درهاى است از ينبع تا مدينه.عرض آن حدود چهار يا پنج ميل است.آن را مبرك گويند و پيامبر براى آن دعا كرده است. 4
حربى گويد در فاصلۀ يك روزه راه از سوارقيّه گودالى است در حرّۀ بنى سليم كه آب در آن گرد آيد.اين گودال را حبس گويند و جمع آن احباس است ياقوت گويد:حبس بين حرّۀ