80
توپخانه براى شليك توپ در جايگاه مناسب خود قرار گرفتند،و امير الحاج و خزانهدار و كارمندان محمل در سمت راست اردوگاه مستقر شدند،هنگام ورود شريف،امير و خزانهدار پيش رفته و دست و گوشۀ قباى او را بوسيدند و سپس به همراه او در حالى كه بر كالسكۀ خود سوار بود،آهسته از ميان دو گروه ياد شده گذر كرد.شريف با دقت لباس آنان را از نظر گذرانيد در حالى كه از شهامت و پايدارى آنان خرسند به نظر مىرسيد با اشارۀ دست به آنان سلام مىكرد.در كنار سرا پردۀ امير،از كالسكه پايين آمده و در بالاى آن بر روى صندلى نشست.در اين هنگام امير،كارمندان محمل را به او معرفى كرد و آنان نيز دست وى را بوسيدند و آنگاه بدانان اجازه نشستن داد.پس از گذشت مدت كوتاهى به سربازان دستور«صفا»يا«آزادباش»دادم و فرماندهان آنان را به حضور شريف همراهى كرده و دست امير مكّه را بوسيديم.شريف آنگاه پس از نوشيدن چاى و قهوه، تصميم به مراجعت گرفت.به همراه افسران،مجدّدا به جايگاه اوليۀ خود بازگشتيم و در هنگام عبور او،پس از مراسم سلام نظامى،گروه موزيك،سلام اعلى حضرت سلطانى را نواخت.سپس توپخانه بيست و يك گلوله توپ همانند ورود او،شليك كرد.
امير از آنچه كه مشاهده كرده بود،به ويژه از كيفيت لباس افسران و سربازان،خرسند به نظر مىرسيد.نامبرده لباس عادى خود را بر تن داشت.اين لباس شامل عمامه و قباى سفيد با كفپوشى زرد رنگ بود.در همين هنگام شريف،با ديدن پردۀ زردوزى شده بر روى محمل،كه ظاهرى رنگ و رو رفته و قديمى داشت،از امير الحاج علّت آن را جويا شد و وى پاسخ داد كه در دوران خديو قبلى،توفيق پاشا،بافته شده است.
اين عكس را پس از غروب آفتاب در منزل شريف برداشتم.در كنار او همدم وى را مىبينيد.اين شخص معروف به(البوّ)بوده و در نزد شريف از جايگاه ويژهاى برخوردار مىباشد و همواره از هدايايى كه براى شريف ارسال مىشد،تعدادى را به او مىبخشيد.
نامبرده با استفاده از هداياى ياد شده،خانههاى مجلل و زيبايى را همانند خانههاى مصر بنا كرده بود و گفته مىشود علت ويژگى جايگاه او نزد شريف،آن است كه روزى او نزد شريف رفت در حالى كه شريف در زير سقفى نشسته بود،ناگاه بدو اشاره نمود و گفت (جم جم)و از او خواست از زير سقف بيرون آيد،در همين هنگام سقف فرو ريخت.