74شرفياب شديم. نامبرده با رويى گشاده و خوشآمد گويى از ما استقبال نمود،در اين هنگام امير الحاج،نامۀ ناظر امور داخله را كه در آن سفارشهاى لازم دربارۀ افراد كاروان محمل شده بود،تقديم وى كرد.نامبرده پس از خواندن آن،از حال سربازان و حجاج پرسوجو كرد،و مراتب آمادگى خود را براى ارائه هر گونه كمك به آسايش و راحتى حجاج اعلام نمود.پس از ابراز تشكر از حضرتش و نوشيدن قهوه،مجلس او را با خوشنودى ترك كرديم.
ديدارهاى گوناگون
در دورانى كه در مكّه اقامت داشتيم،از فرمانده سربازان عثمانى(قومندان)،كه داراى رتبۀ سرلشكرى بود،ديدن كردم همچنين از جانشين او،كه به(محاسبچى)شهرت داشت،نيز ديدار به عمل آوردم و نيز از جناب سرلشكر صادق پاشا عظم مدير كلّ تلگراف حجاز،همچنين از شريف على پاشا جانشين امير مكّه در كارها و امور اجتماعى و نيز از سيّد محمد صالح شيبى(خانواده بنى شيبه)كليددار كعبه،ديدار كردم و از افراد ديگرى كه با آنها ملاقات نمودم،ناصر پاشا فرزند شريف عبد المطلب،امير سابق مكّه بود.نامبرده در اين ملاقات موارد زير را جهت معروض داشتن به پيشگاه خديو،به اطلاعم رساند:
اول:او علاقمند است حقوقى كه از سوى وزارت ماليه و اوقاف براى اشراف تعيين شده است،پرداخت آن به ريال مصرى باشد نه ريال حجازى(-ابو طاقه)كه در حال حاضر معادل ده قروش است.
دوم:از رفتار برخى از ناظران تكيه مصرى،در برداشتن پنجرهها و ايجاد چند باب فروشگاه در آنها،انتقاد كرد و آن را مناسب با وضعيّت تكيه نمىدانست.
سوم:بنا به دستور جناب خديو،مبلغ هشت هزار جنيه مصرى براى ساختن منبع آب بزرگى در منا،براى استفادۀ حجاج و نيازمندان،اختصاص دادهاند.
اينجانب تقاضا دارم كه اين اراده و خواستۀ ايشان به زودى جامۀ عمل پوشيده و يادگارى به يادماندنى به جاى ماند كه پاداشى بىكران را از درگاه خداوند به دست