61در اينجا مجدّدا نظر شما را به سفر حج سال 1318 برمىگردانم:
همان طور كه پيشتر گفته شد كاروان محمل در ساعت يك صبح روز 25 ذى القعده سال 1318 به كنار مسافرخانه رسيد.در اين مكان مطوفين در انتظار ما بودند و پس از رسيدن كاروان،به وسيلۀ خربزه و انار و آب زمزم از ما پذيرايى كردند.از آنها خورديم و آشاميديم و شكرانۀ خدا را به جاى آورديم.
همچنين دو نفر به نمايندگى از سوى شريف مكّه و والى آن،كه يكى از آن دو،افسر و ديگرى از درباريان بود،به همراه تعدادى از سربازان جهت عرض خير مقدم به امير و همراهان در كنار مسافرخانه،قرار گرفته بودند.
در اين جايگاه،پوششهاى ويژۀ سفر را از روى محمل برداشته و آن را با پارچهاى گرانقيمت تزيين كردند،آنگاه محمل در حالى كه تعدادى اسبسوار در پس و پيش آن و گروه موزيك،با زدن آهنگهاى شاد،پيشوازكنندگان را به وجد و شادى وامىداشت،به حركت درآمد و خود را به اردوگاه هميشگى در«جرول»يا«شيخ محمود»كه در نزديكى باغ عون رفيق پاشا بود رساند.
چادرهاى كاروان پس از جمعآورى سنگها از روى زمين،در اين مكان برپا گرديد.
جاى هر فرد در اين اردوگاه مشخص شده و سربازانى كه وظيفۀ نگهبانى داشتند نيز تعيين شدند.
ورود به مكه
پس از افكندن رحل اقامت در منطقۀ«جرول»،در غرب مكّه و اطمينان از امنيت كاروان و اثاثيّۀ آن،اقدامات لازم جهت ورود به مكّه و گزاردن طواف تحيّت بيت اللّه الحرام را انجام داديم و نخست با پيروى از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از آب چاه«ذى طوى» غسل كرديم.
در روايت است كه نبىّ گرامى صلّى اللّه عليه و اله در حجّة الوداع به ذى طوى وارد شد و در كنار چاههاى آن،كه معروف به«آبار الزاهر»يا چاههاى زاهر است،شب يكشنبه چهارم