564
وجه
وجه دهكدۀ كوچكى است در شمال شرقى ساحل درياى سرخ.اين دهكده نزديك به يكصد و پنجاه خانه داشت كه تعدادى از آنها دو طبقه بودند.خانههاى دو طبقۀ اين دهكده به وسيلۀ سنگ خام و خشت بنا گرديده است.در اين شهر حدود پانصد نفر زندگى مىكنند كه ريشۀ آنان به صعيد و قصير مىرسد.
اين شهر داراى قلعهاى است كه در آن دو توپ قرار دارد،همچنين سه مسجد،دو زاويه و فروشگاههايى در كنار ساحل و هشت آب انبار داشت كه آب باران در آن جمع مىشد و سپس آب آن را به مردم و همراهان محمل به هنگام ورود مىفروختند.هر مشك از آن به مبلغ سه ربع قروش به فروش مىرسيد.در اين سمت ماهى فراوان و ارزانى وجود داشت،به طورى كه يك ماهى خوب به طول يك متر به دو قروش صحيح فروخته مىشد.زراعت آنان همانند مردم صعيد از راه ديم انجام مىگرفت.تجارت آنان در روغن و برنج و جو و لوبيا و ديگر حبوبات بود كه به وسيلۀ قايقهاى بادبانى از قصير و سوئز به آنجا وارد مىگردد.
حاكم اين شهر از سوى خليفه تعيين مىشد و داراى مدير گمرك و امين حسابدارى و قاضى شرع و منشى و گروهانى از سربازان پياده و توپخانه كه لباس آنان از جوخ سياه گرانبهائى تشكيل شده بود كه هيچيك از سربازان مكه مدينه و جده اين چنين لباسهائى را به تن نداشتند،كشتىهاى پستى و غيره فقط يك يا دو بار در سال بدين ناحيه مىآمدند.
همچنين در آن پزشكى وجود نداشت.گفته مىشود كه مركز درمانى آنان در عقبه قرار دارد.اين دهكده داراى يك داروخانه است.
تفاوت ميان اين شهرك كه در مشرق واقع است با شهر در آن سوى ساحل بسيار است!كودك خردسال مدير گمرك را ديدم كه چشمان او تراخم دارد،يك شيشه دارو به او دادم.
در اين شهرك مكتبخانۀ كوچكى وجود داشت كه هيچگونه كتاب آموزشى در آن نديدم.پارههايى از قرآن را كه بيشتر دو جزء عمّ و تبارك در آن بود،براى آن فرستادم تا به وسيلۀ آن فرزندان فقرا را آموزش دهند.