558
منزلگاه ششم:از آبار الحلو تا آبار حفائر يا نقارات
هنگام غروب حركت خود را به سوى شمال غربى آغاز كرديم و در ساعت هفت و ربع مدتى رحل اقامت افكنديم،سپس مجددا در ساعت يازده شب به حركت خود ادامه داديم تا اين كه در ساعت چهار از روز شنبه 29 محرم به«آبار الحفائر»رسيديم.بنابراين يازده ساعت و پانزده دقيقه در اين مسير حركت كرده بوديم.اين راه از دشتى تشكيل شده بود كه كوهها از دو سو كم كم از يكديگر فاصله مىگرفت و در آخرين ساعت حركت خود از زمينى باير و سنگى عبور كرديم كه اين مسير ناهموار و تنگ بود و تنها دو يا سه رديف شتر مىتوانست در آن راه بررود.
چاهها در فضايى شورهزار قرار گرفته بود و تعداد آنها دوازده چاه بود و دهانۀ هر يك از آنها با سنگ ساخته شده و در زير آن گودالى حفر گرديده بود.عمق هر يك از آنها سه متر و آب آن مقدارى شور بود.اين منطقه هيزم فراوانى داشت.گرما در آن سوزان و زمنينش بگونهاى بود كه اگر باران شديدى مىباريد،يك لحظه بر آن توقف ممكن نبود.
در اين اقامتگاه اعراب در اطراف امير مكله گرد آمده و او را ترغيب مىكردند تا به سوى ينبع حركت كند و به وى اطمينان مىدادند كه وسائل راحتى و ايمنى او را در بين راه فراهم خواهند ساخت ليكن اينجانب از مكر و حيلۀ آنان آگاه بودم و چون ديدم كه امير از آن آگاه نيست با فرزندش اين مطلب را در ميان گذاشتم و بدو گفتم كه من به جدا شدن امير از كاروان خود رضايت نمىدهم و در صورتى كه امير مايل به انجام اين كار باشد، بايد نامهاى نوشته و در آن رضايت ناشى از خواسته قلبى خود را از ترك كاروان اعلام دارد.
بنابراين در صورت وقوع هر گونه حادثهاى مسؤوليتى متوجه ما نخواهد بود.با اين شرايط،امير رأى ما را پسنديد و همراهى با كاروان ما را برگزيد.
منزلگاه هفتم از حفائر تا فقيّر
در ساعت يازده و نيم شب يكشنبه،اول ماه صفر سال 1319 هجرى،از حفائر حركت كرديم و مسير خود را به سوى جنوب غربى در زمينى شورهزار و چسبنده ادامه