557بنابراين به مدت ده ساعت و بيست دقيقه در اين مسير گام برداشته بوديم؛يعنى دو ساعت و سى دقيقه به سوى شمال غربى،يك ساعت و پنجاه دقيقه به طرف غرب و شش ساعت به سوى شمال غربى راه پيموديم.اين راه در بيابانى فراخ به نام «وادى الحمض»بود.در اين بيابان كه بسيار حاصلخيز بود،هندوانۀ ابو جهل و هيزم فراوانى به چشم مىخورد.در پايان اين راه به سرزمينى سنگى و هموار رسيديم كه در آن راهروهايى در سنگ ساخته شده بود.منطقۀ ياد شده را در دو ساعت،در حالى كه هوا به شدت گرم و سوزان بود طى كرديم.
منزلگاه پنجم از قصر عبله تا آبار الحلو
يك ساعت پس از غروب شب جمعه 28 محرم،حركت خود را از قصر آغاز نموديم و تا ساعت پنج از شب به حركت خود ادامه داديم.سپس تا ساعت يازده استراحت كرده و مجددا تا ساعت چهار و چهل و پنج دقيقه،در روز به حركت خود ادامه داديم و عاقبت در ساعت ياد شده به«آبار الحلو»رسيديم.آب آن بسيار شور و به علّت عدم استفاده از آن،بدبو شده بود.
هيچيك از حجاج از اين آب استفاده نكردند ليكن همگى مقدارى از آن را از ترس نياز،در مشكهاى خود قرار داديم.چهارپايان را از آن سيراب نموديم ليكن پس از مدتى دچار ادرار شديد شدند،به طورى كه اسب اينجانب كه بر آن سوار بودم تقريبا هر ده دقيقه ادرار مىكرد.در اين اقامتگاه درختان گز و ماسۀ فراوانى وجود داشت.پس از اندكى استراحت.به علّت نبود آب گوارا حركت كرديم.
در اين اقامتگاه شترى كه چادرهاى امير مكله و شحر بر آن قرار داشت گم شد كه شخصى از اعراب را به دنبال آن فرستاديم.وى آن را يافت و باز آورد و امير دو ليره ونيزى بدو پاداش داد.مسير ما نخست چهار ساعت به سوى شمال غربى و چهار ساعت و چهل و پنج دقيقه به سمت شمال شرقى و سپس يك ساعت به طرف شمال شرقى بود.اين راه كه شنى و هموار بود،به وسيلۀ كوهها احاطه شده و هيزم فراوانى در راه به چشم مىخورد.