513آوردهايد؟جواب داد:جنگ پستى و بلندى دارد و آنچه كه خداوند تقدير كرده است همان است.پاشا گفت:در هر صورت بايد بتوانى جوابگوى مولاى ما خليفه باشى.وى در جواب گفت:آنچه كه مقدر است پيش مىآيد.عبد اللّه بن مسعود جعبهاى از مس به همراه داشت،پاشا بدو گفت:اين چيست؟جواب داد:اين چيزى است كه پدرم آن را از حجره برداشته و به همراه من براى خليفه ارسال نموده است.آن را باز كرد.
در آن جعبه سه قرآن نفيس به همراه تقريبا سيصد دانه مرواريد 1و زمرد بزرگ قرار داشت.پاشا بدو گفت:كسى كه اين اشياء را از حجره برداشته به همراه آن وسائل بسيار ديگرى را نيز بيرون برده است.نامبرده جواب داد:
اين چيزى بود كه در نزد پدرم يافتم؛زيرا پدرم همۀ آن وسائل و اشياء را براى خود تنها برنداشته بود بلكه به بزرگان از عرب و اهل مدينه و خواجههاى حرم و شريف مكه نيز داد،پاشا بدو گفت:اين درست است؛زيرا نزد شريف نيز اشيايى را پيدا كرديم.سپس بدو خلعتى 2پوشانيد و او را به خانۀ اسماعيل پاشا كه براى او مهيا گرديده بود،مراجعت داد.در 19 محرم سال 1234 ه.عبد اللّه بن مسعود به همراه خدمتكاران خود نخست به اسكندريه و از آنجا به سوى استامبول حركت نمود.
در جمادى الأول اخبارى از عبد اللّه بن مسعود به مصر رسيد كه وى را هنگامى كه به پايتخت وارد شد،دستگير كردند و به دور شهر گردانيدند و سپس بر دروازۀ همايون به قتل رساندند و نيز هر يك از پيروان او را در نقطهاى از شهر كشتند.
تا اينجا مطالبى در مورد هداياى گرانقيمت و آويزهاى نفيس مسجد النبى مطالبى آورديم و در فصل مربوط به ساختمان سلطان عبد المجيد عثمانى،از نقشهاى زيبا و خطوط دلنشينى كه بر ديوارها و مسجد نوشته شده و مزين گرديده است خواهيم نوشت.
بيشتر قسمتهاى مسجد به سورهها و آيات قرآنى و قصيدهها مزين گرديده است كه در اينجا آنچه كه فرصت به ما اجازه مىدهد از آنها براى شما سخن مىگوييم:هنگامى كه از