510وهابيها به وجود آمده بود و در اثر آن،از رسيدن هر گونه بار و آذوقه به مكه جلوگيرى مىكردند،به طورى كه قيمت يك اردب مصرى از برنج به پانصد ريال و گندم 300 ريال جز اينها رسيده بود،بنابراين شريف جز تسليم چارهاى در مقابل آنان نديد.بنابراين مجبور به مسالمت با آنان و ورود به آيين و مذهب آنان گرديد و با داعيان و سركردگان آنان درون كعبه عهد و پيمان بست!طبق اين عهد،نامبرده دستور داد از منكرات به ويژه از تجاهر به آن جلوگيرى گردد و كشيدن تنباكو در مسعى و ميان صفا و مروه ممنوع و نمازهاى روزانه به صورت جماعت برگزار شود و پرداختن زكات و نپوشيدن لباس ابريشمى و زردوزى و باطل كردن هر گونه عوارض و ماليات و جلوگيرى از مظالم و مصادره اموال مردم را متعهد گرديد.
شريف غالب پيش از آن،آنچنان عمل مىكرد كه گاه شخص در منزل خود نشسته بود و مىديد كه كارگزاران شريف به منزلش ريختند و آنان وى را وادار به تخليۀ خانهاش مىنمودند و در پاسخ اعتراضش مىگفتند:آقاى همه به اين خانه نياز دارد!و بدين گونه او را از خانهاش بيرون مىكردند و از آن پس خانه جزو املاك شريف به شمار مىآمد.
وهابيان با شريف عهد بستند كه وى دست از اينگونه ظلمها بردارد و در راهى كه رسول خدا و خلفا و صحابه و امامان تا آخر قرن سوم عمل نمودهاند،قدم گذارد و از آنچه كه پس از آن مردم بدعت گذاشته و ساختمان بر قبور ساختهاند و گنبد و زينت و ضريح بر آن قرار دادهاند،همه را از بين ببرد.شريف تمام خواستۀ آنها را قبول كرد و از آن پس امنيت در ميان راهها به وجود آمد و حركت مردم ميان راههاى مدينه و مكه و جده و طائف به حالت معمولى خود برگشت و قيمت كالاها كاهش يافت،به طورى كه يك اردب از گندم به چهار ريال رسيد.ليكن شريف همواره مبلغ عشر را از بازرگانان دريافت مىكرد و مىگفت:اين افراد مشرك هستند و من از مشركين مىگيرم نه از موحدين.در سال 1224 ه.مسعود وهابى با تعداد زيادى از همراهان خود براى انجام حج در حالى كه راهها امن و قيمتها ارزان گرديده بود،به سوى مكه عزيمت نمود.در مكه امير الحاج مصرى را احضار نمود و بدو گفت:اين چوبها و طبلهايى كه با شما است چيست؟كه مقصود او از چوبها،محمل بود.