447
ساعت نقرهاى بسيار زيبايى به سرگروهبان نگهبانان مردان،عبد الوهاب حبيب افندى.
جعبه سيگارى از نقرۀ روسى به افسر سواره ستوان يكم احمد كامل افندى.
جعبه سيگارى از نقرۀ روسى به سر گروهبان پزشك احمد كامل افندى.
جعبه سيگارى از نقرۀ روسى به ستوان دوم پياده محمد كامل افندى.
ساعت نقرهاى كوچك به افسر توپخانه ستوان يكم اسماعيل كامل افندى.
ساعتى از جنس نيكل به ستوان يكم پياده،ابراهيم احمد افندى.
سنجاق طلا و دو النگوى كوچك از طلا براى دو دختر رييس نگهبانان ابراهيم بك رفعت.
مبلغ 25 جنيه«وينتيا»را ميان نگهبانان توزيع نمود.
هنگامى كه هداياى قيمتى را دريافت مىداشتيم،مراتب تشكر و رضايتمندى خود را از تمام كمكهايى كه انجام داده بوديم به ما ابلاغ نمود و ما نيز متقابلا مراتب تشكر و امتنان را بدو اعلام كرديم.
امير و اعراب ينبع البحر
هنگامى كه امير تصميم به حركت از مدينه به ينبع را گرفت تا كشتىهاى بزرگى كه در آنجا بود او و همراهانش را به كشور خود منتقل نمايد،منظرۀ بسيار زيبايى به وجود آمده بود؛زيرا بزرگان ينبع و اعراب آن به محض شنيدن خبر ورود امير به مدينه،همگى به صورت هيأتهايى بر او وارد شدند و هر كدام تقاضا مىكردند كه خود عهدهدار حركت او شده و در خدمت امير باشند و هر گاه با يكى از آنان قرار مىگذاشت،ديگرى براى فسخ آن مىآمد كه اين حالتها گاه به وسيلۀ طعنه زدن به ديگرى و گاهى با كم كردن دستمزد وسائل حركت و گاهى با گرو گذاشتن افراد نزد امير جهت به سلامت رسيدن او به مقصد،با يكديگر مشاجره مىكردند كه البته منظور همگى اين بود كه در خدمت امير باشند تا بتوانند پول بيشترى را در راه مدينه به دست آورند.اين هيأتها آنچنان ازدحامى را در مقابل منزل امير به وجود آورده بودند كه به نظر مىآمد وى حاكم مدينه است!بعد از