440
آورديم به طورى كه سربازان ما در دو طرف راست و چپ از دروازۀ عنبريه تا سراپردۀ امير،صف كشيدند و هنگامى كه نامبرده وارد شد،پس از اداى سلام نظامى،بيست و يك گلوله توپ شليك كردند.اينجانب به همراه خزانهدار و افسران نگهبان و كارمندان محمل در انتظار او بوديم.مدت سه ربع ساعت در مجلس ما گذراند.در هنگام توديع نيز همانند ورود،تشريفات انجام گرديد.نظم سربازان و حسن برخورد ما موجب خوشوقتى و رضايت او شده بود و هنگامى كه نظم افسران و لباس زيباى آنان را ديد،زبان به مدح و تعريف آنان گشود.والى به هنگام ورود و خروج خود از اردوگاه،بر كالسكهاى زيبا سوار بود و دو اسب اروپايى كالسكه را به حركت درمىآورد و سورچى آن،شخصى از اهل مدينه بود.در جلو و پشت كالسكه حدود بيست اسبسوار غير نظامى در حركت بودند.
نامبرده عبا و قبايى سفيد بر تن داشت،در حالى كه عمامه با كلاه تركى بر سر گذاشته بود.
بر چشمانش عينكى بود و ريشى سياه داشت و در چهرهاش توانستيم تقوا و وقار را