410پاداش نمايد و اينگونه هم شد و خليفه 1500 ريال و 60 طاقه پارچه براى او و فرماندهانش فرستاد.از ديگر علل مخالفت شريف با اين خط تلگراف آن بود كه وى ترجيح مىداد اخبار حجاز و بالعكس به كندى و نه به سرعت تلگراف،به دربار دولت برسد؛زيرا از عواقب وخيم مخالفت خود با اوامر دولت كه سبب سرازير شدن سربازان و لشكريان دولتى به سوى او مىشد آگاه بود.دليل بر صحّت اين مطالب آن است كه من در سال 1325 ه.به حج مشرف شدم و از جادۀ سلطانى گذر كردم و در اين مسير بزرگان اعراب را ديدم،آنان گفتند كه شريف خطرات كشيده شدن راهآهن را به آنان گوشزد كرده و گفته است اين خط سبب دستيابى آلمانها به سرزمين حجاز و انتشار افكار آزاديخواهانه و تغيير رفتار بندگان و كنيزان با اربابان خود خواهد شد و آنان خود را با صاحبانشان برابر خواهند دانست و از همه مهمتر آن كه خط آهن سبب محروميت آنان از درآمد حاجيانى كه راهآهن را بر سفر با چهارپايان ترجيح مىدهند خواهد شد و تمامى اين وقايع در نزد اعراب ناخوشايند و غير قابل تحمل است پس با توجه به اين طبيعت است كه مىتوان نيات قلبى و رفتارهاى شريف را در تحريك اعراب به قطع خط تلگراف و سوزاندن ستونهاى آن درك نمود.
بار ديگر نگارش وضعيت سفر خود را پى مىگيريم:
همواره عادت بر اين بود هنگامى كه كاروان محمل به مدينه نزديك مىشد ابتدا در كنار مزار شريف حضرت حمزه عليه السّلام عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و شهداى احد كه يك ساعت با مدينه فاصله داشت،اقامت مىكرد ليكن در اين حج،رسم همه ساله را تغيير داديم و نخست وارد مدينه شديم و در روز بعد همچنانكه شرح آن خواهد آمد به زيارت اين جايگاه رفتيم.
در نقطهاى كه سه ساعت با مدينه فاصله داشتيم،گنبد سبز ساخته شده بر روى قبر مبارك پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را مشاهده كرديم.آسمان صاف بود و در بيرون از مدينه،به فاصلۀ حدود يك ساعت،تعداد بسيارى از خواجههاى مسجد نبوى به استقبال كاروان ما آمده بودند.
اين استقبال در نتيجۀ شايعاتى بود كه بر اثر تأخير كاروان ما از كاروان محمل شامى در شهر پخش شده بود.در مدينه شايع گرديده بود كه اعراب به كاروان محمل ما حمله