401در اين استراحتگاه،حوضى قرار داشت كه بدان«بركه زبيده»مىگفتند.اين حوض داراى ساختمان محكم و استوارى به شكل مربع بود كه طول ضلع آن پنجاه متر و عمقى حدود سه متر داشت و در كنار اين حوض بركههايى قرار داشت كه به وسيلۀ آب باران پر مىگرديد.اين بركهها آنچنان به هم اتصال داشت كه شباهتى به جوى آب پيدا كرده بودند.در اطراف بركهها،درختان فراوانى از نوع اقاقيا و سدر روييده بود.
در اين منطقه دزدانى از اعراب عتيبه وجود داشتند كه خداوند ما را از شرّ آنان محفوظ نگاه داشت و چيزى از ما را نربودند.بعد از ظهر،گرماى هوا شدت يافت؛به طورى كه از چهارپايان ما،اسبى خفه شد و از پاى درآمد.
روز ششم،در روز سهشنبه،چهارم محرم،در ساعت يازده بعد از ظهر،بركه را به سوى شمال غربى ترك نمود و در دشتى هموار به حركت درآمديم.در اين مسير از سه تنگۀ سنگى سخت عبور كرديم كه هر يك از آنها را در مدت يك ربع ساعت طى نموديم.
سپس در ساعت يازده و بيست دقيقۀ ظهر به استراحتگاه«الغدير»و يا«المكر و المكير» رسيديم.در اين استراحتگاه به وقت ظهر،ساعتى را استراحت كرديم و پس از آن گرماى شديدى آغاز گرديد.در اين استراحتگاه آب فراوانى وجود داشت كه از آب باران به وجود مىآمد و نيز در آن علوفه و كاه و كره و گوسفندان و هيزم به فروش مىرسيد.
زمينهاى آن حاصلخيز بود كه اين استراحتگاه يك ساعت و نيم با استراحتگاه«حاذا» فاصله داشت.
روز هفتم،در ساعت دوازده و نيم بعد از ظهر،از روز چهارشنبه پنجم محرم از منطقۀ«غدير»يا«مكر و المكير»حركت كرديم و دو ساعت و نيم در سمت شرق،راه طى نموديم.آنگاه يك ساعت و نيم در سمت شمال شرقى رفتيم و سپس شش ساعت را به سوى شمال به حركت ادامه داديم.در ساعت يازده و نيم ظهر به استراحتگاه«الهضاب» رسيديم.در ميان راه به هنگام ظهر ساعتى استراحت كرديم.بنابراين مسير در ده ساعت طى گرديد كه پنج ساعت نخستين آن را در دشتى نمكى پيموديم كه اگر بارانى مىباريد، بر اثر سستى زمين،گام برداشتن در آن سخت مىگرديد و در پنج ساعت دوّم زمين هموار گشت و كوهها در اطراف دشت وسيعى قرار گرفت.در استراحتگاه«هضاب»شترهايى به