398«العترى»در اثر آب باران مىرويد كه اين علفها بهترين غذا براى چارپايان مىباشد.در اطراف اين كشتزارها،خانههايى قرار گرفته كه در آن اعراب از اين گياهان محافظت مىكنند و از راه فروش آن در مكه،زندگى خود را مىگذرانند.
تا ساعت پنج و نيم در اين دشت به حركت خود ادامه داديم و به دشت ديگرى كه پر از درختان خرما و جز آن بود وارد شديم.در دو طرف مسير حركت ما خانههايى قرار داشت و همچنان در اين مسير بالا و پايين مىرفتيم تا اين كه در ساعت هفت و پانزده دقيقه به«وادى الليمون»رسيديم كه در خلال اين حركت فقط پانزده دقيقه استراحت كرديم.در اين دشت،خانههايى در دامنۀ كوهها ساخته شده بود و در اطراف آن باغهاى بسيار باصفايى قرار داشت كه در اين باغها درختان خرما و ليمو و خربزه و خيار و باميه و پنبه،كشت شده بود و ساقههاى پنبۀ آن حدود دو متر ارتفاع داشت.رشتههاى آن همانند ابريشم،نرم و لطيف بود.در اطراف بعضى از باغهاى ياد شده ديوارهايى از سنگ بزرگ و سخت به رنگ بنفش ساخته شده بود كه بر اثر گذشت زمان منهدم گرديده بود.همچنين در اطراف آن ساختمانهاى قديمى قرار داشت كه نشاندهندۀ آثارى از زندگى و تمدّن مردمان در زمانهاى دور در اين بخش بود.در اين دشت قناتى وجود دارد كه
به وسيلۀ سنگ و گچ سفتى به عمق يك چهارم متر و عرض شش دهم متر ساختهاند كه عمق آب در كف آن پنجاه سانتيمتر مىباشد.آب آن گوارا و همانند آب مقطر صاف و زلال مىباشد.اين آب شب و روز و تابستان و زمستان در آن جريان داشته كه در پايان بدون آن كه به گياهان سودى رساند،وارد صحرا مىگردد.اگر مجراى اين قنات را تغيير مىدادند و به سوى درختان و باغها منحرف مىساختند،سود فراوانى را دربر مىداشت.
اين قنات از كنار كوه،به مسافت زيادى در سمت شرق ادامه داشت و قسمتهاى فراوانى از ساختمان آن منهدم شده بود.مسافت ياد شده را در نيم ساعت طى كرديم.
از پيرى فرتوت در اين مسير،سرچشمه قنات را پرسيدم كه گفت:اين قنات از چاهى عميق در زمينى سخت به عمق 20 قامت سرچشمه گرفته و روى آن با سنگ و خاك به ارتفاع سه قامت پوشيده شده است.اين چشمه را نمىتوان ديد مگر آن كه قصد ترميم و ساختمان آن را داشته باشيم.چشمۀ ياد شده در سمت راست شخصى است كه به