373سپس آل ثمود و پس از آن بنى ثقيف در آن زندگى كردهاند و در دوران جاهليت بت «لات»در آن قرار داشته و ثقيفيان به جاى پروردگار،آن را مىپرستيدند.اين بت در هيئت مردى قرار داشت كه در حال خوراندن حاجيان از سويق 1روغن مال بود.
و بنابر روايات تاريخى درباره ارتباط ثقيف با رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در سال هشتم به قصد تسخير آن سرزمين،عازم آن ديار گرديد و آنان را در محاصره قرار داد و هنگامى كه خداوند پيروزى را براى او تقدير نفرمود،از محاصرۀ آنان دست كشيد و فرمود:«ألّلهمّ اهد ثقيفا و ائت بهم» 2خداوند دعاى او را اجابت نمود و در سال نهم، ثقيف هيأت شش نفرى را به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرستادند و شرط اسلام خود را آن قرار دادند كه سه سال بت«لات»را عبادت كنند و با امتناع پيامبر،زمان را كوتاهتر كرده و تقاضاى مهلت دو ساله و يك ساله و عاقبت به يك ماه بسنده كردند كه مورد قبول پيامبر صلّى اللّه عليه و اله قرار نگرفت و به نظر مىآيد كه هدف آنان از اين شرط اين بود كه قوم خود را به تدريج آمادۀ پذيرش اسلام نمايند،ليكن پيامبر صلّى اللّه عليه و اله با ردّ خواستۀ آنان،اصرار بر منهدم نمودن بت به وسيلۀ ابو سفيان و مغيرة بن شعبه را داشت و از ديگر شرطهاى هيأت ياد شده،اين بود كه پيامبر آنان را از خواندن نماز و شكستن بت لات معذور دارد،پيامبر شرط دوم آنان را پذيرفت ليكن از پذيرفتن شرط اولشان سرباز زد و فرمود:
«لا خير في دين لا صلاة فيه»؛«دينى كه نماز نداشته باشد رستگارى در آن وجود ندارد»و بدين ترتيب ثقيف در جرگه مسلمانان وارد شد.
اميران مكه
امارت مكه تا سال 358 ه.در اختيار فرستادگان خلفا قرار داشت پس از آن در اختيار اشراف حسنى قرار گرفت و اين منصب تا زمان ما-1343 ه.در ميان آنان باقى است.
سپس مكه به وسيلۀ وهابيها،همچنانكه مردم آنها را چنين نامند و يا«إخوان»بنا به گفتۀ خودشان تصرف گرديد.