331
ابن اسحاق«مىگويد:ليث بن ابى سليم از شهر بن حوشب اشعرى و او از عمرو بن خارجه نقل مىكند كه:عتّاب بن اسيد مرا جهت كارى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله كه در آن هنگام در عرفات وقوف كرده بودند،فرستاد.نزد حضرت رفته و پيغام را بدو رساندم،سپس در زير شتر رسول خدا ايستادم به طورى كه زنگولههاى شتر بر روى سر من قرار داشت و در اين حال شنيدم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمودند:
«أيّها النّاس انّ اللّه قد أدّى الى كلّ ذي حقّ حقّه و انّه لا تجوز وصيّة لوارث و الولد للفراش و للعاهر ألحجر،و من ادّعى الى غير أبيه أو تولّى غير مواليه فعليه لعنة اللّه و الملائكة و النّاس أجمعين لا يقبل اللّه منه صرفا و لا عدلا»و در اين روز بود كه آيه شريفه اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاٰمَ دِيناً 1نازل گرديد.
در اينجا با پايان گرفتن بخش حج و تاريخ آن به تفصيل درباره مشاعر مكه سخن خواهيم گفت.