328ثابت نبود و در تمام ماهها اتفاق مىافتاد.انجام اين عادت اينگونه بود كه شخصى كه مسؤول اين كار بود در مسجد الحرام،در كنار كعبه،در روز جمعه مىايستاد و مردم بر گرد او جمع مىشدند و او اگر قصد داشت كه حرام را حلال نكند فرياد برمىآورد:اى مردم،ماههاى حرام خود را حلال نكنيد و شعائر خود را تعظيم و بزرگ داريد.سخنى مىگويم كه نبايد بر من و سخنم خرده بگيريد.بدين ترتيب محرم آن سال را جزو ماههاى حرام به شمار آورده و آن را تغيير نمىدادند.نخستين كسى كه از قبيله مضر به فراموشى سپردن ماهها را معمول ساخت،مالك بن كنانه بود،سپس فرزندش ثعلبه و پس از او برادرش حارث بن مالك معروف به«قلمس»بود و سپس فرزندش سرير بن حارث اين كار را انجام مىداد.پس از او اين رسم ميان خاندان فقيم كه از قبيله بنى ثعلبه بودند رايج گرديد.تا آن كه اسلام ظهور كرد.آخرين شخصى كه اين كار را انجام داد ابو ثمامه خبّارة بن عوف بن امية بن عبد بن فقيم بود.او همان شخصى است كه در زمان خلافت عمر بن خطاب بر كنار حجر الاسود آمد و همينكه ديد مردم در كنار آن ازدحام كردهاند گفت:اى مردم،من پناهنده به كعبهام.عمر تازيانهاى به او زد و گفت:اى سبك سر ستمگر،خداوند عزت و بزرگى تو را با اسلام از بين برد.اين وضع تا سال هشتم هجرى ادامه داشت.
مراسم حج در ماه ذى القعده بود مسلمانان و مشركان با يكديگر حج گزاردند،مسلمانان در منطقهاى بودند كه عتّاب بن اسيد با ايشان بود و در مواقف با آنان وقوف كرد.نامبرده از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله امير مكه گرديده بود.مشركان هم،چه آنانى كه عهد و پيمان داشتند و چه آنان كه نداشتند در قسمت ديگرى وقوف كردند.ابو سياره عدوانى در حالى كه بر ماده الاغى برهنه كه لگام از ليف خرما داشت سوار شده بود،آنان را سرپرستى مىنمود.
چون سال نهم هجرت فرا رسيد و در آن سال حج در ماه ذى الحجه قرار گرفته بود، پيامبر صلّى اللّه عليه و اله ابو بكر را پس از آن كه مناسك و احكام حج و وقوف در عرفات را به او آموخت به عنوان امير الحاج به سوى مكه گسيل داشت پس از حركت ابو بكر،سورۀ برائت نازل شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله آن را به همراه على بن ابى طالب عليه السّلام به سوى او فرستاد و بدو دستور داد تا ابو بكر را عزل و خود سورۀ برائت را به حاجيان ابلاغ نمايد و بدين وسيله عهد و پيمان خود با مشركان را لغو نمود.-همچنانكه پيشتر يادآورى كرديم-و سپس