324او را قصاص نمىكردند.اسلام اين رسم را باطل ساخت چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرمود:
اين رسم در اسلام نيست و هر كس مرتكب جرم يا گناهى شود،قصاص آن را بايد پس دهد.
گفته مىشود عمرو بن لحىّ بن حارثة بن عمرو بن عامر خزاعى همان كسى كه آيين دين حنيف ابراهيمى را تغيير داد،اين سنتها و رسمهاى جاهلى و غلط را نيز در ميان اعراب رواج داد.او در ميان مردم محترم و شريف بود و همه از وى اطاعت مىكردند.به مردم خوراك مىداد و پرداخت وام وامداران را به عهده مىگرفت.پس هر فرمانى كه مىداد همانند دين اجرا مىشد و كسى از اجراى آن سرپيچى نمىكرد.او همان كسى است كه بت هبل را از سرزمين جزيره آورد و در كعبه نهاد و كنار آن ده چوبۀ تير قرار داد كه با آنها قرعه مىكشيدند و بر هر چوبۀ تير،چيزى نوشته شده بود كه بدان عمل مىنمودند؛بر يكى نوشته شده بود:خداى من مرا به اين كار فرمان مىدهد و بر ديگرى نوشته بود:خداى من مرا از اين كار باز مىدارد و بر چوبۀ تير سوم چيزى نوشته نشده بود و هر گاه شخصى تصميم به انجام كارى يا سفرى مىگرفت،سه چوبۀ تير را برمىداشت و ميان آنها قرعه مىانداخت،اگر چوبۀ اول درمىآمد،كار را انجام مىداد و اگر دومى درمىآمد،آن كار را انجام نمىداد و اگر سومى كه پوچ بود بيرون مىآمد قرعه كشى را آنقدر تكرار مىنمود تا امر و يا نهى از آن بيرون آيد و بر هفت چوبۀ تير باقى مانده،بر هر يك از آنها يكى از اين كلمات نوشته شده بود:در اوّلى-«انجام داده شود»- در دوّمى«آرى»و بر ديگرى«نه»و در چهارمى«از شما»و در پنجمى«از غير شما»و در ششمى«پيوسته به شما»و در هفتمى«آبها»نوشته شده بود و اگر مىخواستند پسر بچهاى را ختنه كنند يا دخترى را نوعروس كرده،به خانۀ بخت بفرستند و يا مردهاى را دفن نمايند،نخست به سوى هبل رفته و قربانى به همراه صد درهم را براى او مىبردند و سپس به غاضرة بن حبشية بن سلول بن كعب بن عمرو خزاعى كه چوبهها در اختيار او بود،مىگفتند:اين صد درهم و قربانى را بگيرد و تصميم خود را با او در ميان مىگذاشتند و از او مىخواستند براى آنها دربارۀ فلان بن فلان قرعه بزند و اگر همانگونه كه گفته شد قرعههاى«فعل»يا«آرى»يا«از شما»درمىآمد،كارى را كه مىخواستند انجام مىدادند و