319استلام مىكرد و آنگاه به بت نائله دست مىكشيد و طواف او به پايان مىرسيد و چون از مطاف خارج مىشد،جامۀ خود را به همان حال پيدا مىكرد و مىپوشيد.پس از آن ديگر برهنه طواف نمىكرد.بعضى از زنان گاه زرهى كه از جلو و عقب باز بود به تن مىكردند و برخى از زنان ايشان تكههايى بر شرمگاه و تهيگاه خود آويخته و با اين پوشش طواف مىكردند و مىگفتند:
اليوم يبدو بعضه أو كلّه
فما بدا منه فلا أحله 1
و عادت اين چنين بود كه مردان برهنه در روز طواف كرده و زنان برهنه شب را اختيار مىكردند:مردان و زنان محرم غير احمسى اگر جامه عاريه پيدا نمىكردند در صورتى كه جامه ديگرى همراه داشتند با همان جامه كه بيرون از حرم به تن داشتند طواف مىكردند و چون طواف ايشان به پايان مىرسيد جامهاى را كه بر تن داشتند،بيرون آورده و در ميان بت اساف و نائله مىانداختند.آن جامهها همچنان آنجا مىماند و كسى به آن دست نمىزد و از آن بهره نمىگرفت تا اين كه در زير پاها و در اثر اشعۀ آفتاب و باد و باران فرسوده مىگشت.ورقة بن نوفل در اين باره اينگونه سروده است:
كفى حزنا كرّى عليه كأنّه
لقابين أيدى الطائفين حريم 2
و در اين باره روايتى از طواف زنى زيبا اين چنين نقل شده كه:روزى بانويى زيبا براى طواف آمد.جامۀ عاريهاى مىخواست و كسى پيدا نشد كه به او جامه به عاريه بدهد.ناچار جامۀ خويش را درآورد و بر كنار درب مسجد انداخت و برهنه در حاليكه دو دست خود را بر شرمگاه خويش نهاده بود،برهنه وارد مسجد گرديد و به طوف كعبه پرداخت.وى در آن هنگام چنين مىخواند:
اليوم يبدو بعضه أو كلّه
و ما بدا منه فلا أحله
أخثم مثل القعب بالظله
كأن حمى خيبر تمله