37
سيماى تقيه در اسلام
«قال اللّٰه تعالى: لاٰ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّٰهِ فِي شَيْءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً...». 1
تبيين سيماى تقيه، يكى از مقولههاى مهم و شايان توجه است. چه بسا افرادى افراطى مسلك، تصور كنند مسأله «تقيّه» ساخته و پرداخته انديشهاى خاص است و از سويى برخى به تفريط گرفتار آمده و همواره استتارى عمل نمايند.
مفهوم تقيه:
اين واژه از ريشه «وقاية» بمعناى نگهدارى و نگاهداشتن، گرفته شده است. در حقيقت برخورد استتارى و استفاده از سپر و ماسك را جهت خود نگهدارى از آفات، تقيه گويند. بنابر به شيوهاى تقيه اطلاق مىگردد كه در آن فرد ضمن انجام مقصود، تلاش مىكند اثرى برجاى نگذارد و ضربهاى بر او يا ايده و آرمان او وارد نيايد.
* *
اقسام تقيه:
تقيه سلبى (خوفى، كتمانى) تقيه ايجابى (مداراتى)
عمدتاً تقيه به يكى از دوشكل صورت مىگيرد. در فرض نخست فرد، در شرايط اضطرارى قرار گرفته و ضرورى مالى، جانى، عِرضى و... را بر خويش گمان مىبرد. از اينرو و براى آنكه از تعرض آنان مصون بماند، عملى را بر وفق مذهب مخالف و يا بر خلاف مسلك خود انجام مىدهد. گويا آيه 28 سوره آل عمران و آيه 106 سوره نحل به اين قسم اشاره دارد. همچنين است اگر بر اثر سلطه حكومتى جائر و باطل و يا بر اثر حاكميت مخالف، مذهب حقه در معرض خطر قرار گيرد كه در چنين مواردى بايد با پنهان داشتن انديشه و اعتقاد حق خود، از مذهب حق حراست نمود. كه آنچه در آيه 28 سوره غافر آمده است گوياى همين معناست. اكنون آيات و روايات را يادآور مىشويم:
* * *
آيه 28 سوره آل عمران: «لاٰ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّٰهِ فِي شَيْءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً».
* * *
آيه 106 سوره نحل: «مَنْ كَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِيمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمٰانِ وَ لٰكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللّٰهِ».
* *
* آيه 28 سوره غافر: «وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللّٰهُ وَ قَدْ جٰاءَكُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ مِنْ رَبِّكُمْ. وَ إِنْ يَكُ كٰاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صٰادِقاً...»
* *
* در روايتى از امام باقر نقل است كه فرمود: «كل شئ خاف المؤمن على نفسه فيه الضرر فله فيه التقية». 2
ايضا: «التقية فى كل ضرورة و صاحبها اعلم بها حين تنزل به». 3
امام صادق به معلى بن خنيس مىفرمايد: «يا معلى! اكتم امرنا و لاتذعه فانه من كتم امرنا و لم يذعه اعزه اللّٰه به فى الدنيا و جعله نورا بين عينه فى الآخرة يقود الى الجنة. يا معلى! من اذع امرنا و لم يكتمه ازلّه اللّٰه به فى الدنيا و نزع النور من بين عينيه فى الاخرة و جعله ظلمة تقوده الى النار. يا معلى! ان التقية من دينى و دين آبائى و لادين لمن لاتقية له». 4
و ايضا حضرتش به ابن ابى يعفور مىفرمايد: «اتقوا على دينكم و اححبوه بالتقيه فانه لا ايمان لمن لا تقية له انما انتم فى الناس كالنحل فى الطير و لو ان الطير يعلم ما فى اجواف النحل مابقى منها شئ الا اكلته و لو ان الناس علموا ما فى اجوافكم انكم تحبونا اهل البيت لاكلوكم بالسنتهم و لنحلوكم فى السرو العلانيه رحم اللّٰه عبدا منكم كان على ولايتنا». 5
*
تا كنون بحث از شكل اول تقيه بود. ليكن در فرض دوّم كه تقيه مداراتى است، هدف از تقيه با استفاده از روشى ايجابى «مدارا نمودن» تحقق مىپذيرد. بعنوان مثال: در فرض نخست كه تقيه سلبى بود، خود را بىنماز قلمداد مىكند، ولى در اين شكل از تقيه؛ يعنى تقيه مداراتى با عنصر مخالف همراه شده. در كارهاى مشترك بگونهاى هماهنگ شركت كرده و با حسن معاشرت به انجام وظيفه مىپردازد. شايد بشود گفت در تقيه خوفى و كتمانى مصلحت شخصى وجود دارد و ضرر متوجه شخص است ولى در اين مورد بيشتر، مصالح عمومى و حفظ مجموعه مكتب و آرامان، مورد نظر است. آنچه در روايات وارد است در باب شركت در نماز جماعت ايشان و... از همين قبيل است. به يك نمونه توجه فرماييد:
امام صادق به هشام بن حكم كه از شاگردان بلندپايه حضرت است فرمود:
«اياكم ان تعملوا عملاً نعيّر به فان ولد السوء يعيّر والده بعمله. كونوا لمن انقطعتم اليه زينا ولا تكونوا علينا شينا. صلوافى عشايرهم و عودوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و لايسبقونكم الى شئ من الخير. فانتم اولى به منهم واللّٰه ما عبداللّٰه بشئ احب اليه من الخبأ قلت و ما الخبأ قال التقية». 6
*
عملكرد ما در بعضى امور عبادى، امروزه از اين باب است چه آنكه حفظ وحدت و تقويت مشتركات و بهرهگيرى از آن در جهت مبارزه با استكبار جهانى و ايادى او، مهمترين مصلحت در راه حفظ كيان اسلامى ماست. توصيه امام (س) و رهبرى معظم انقلاب، به رعايت و حفظ وحدت و پرهيز از امور موهِن در حرمين شريفين، ريشه در فرهنگ اصيل اسلامى دارد. در روايتى امام باقر (ع) مىفرمايد: التقية تُرس المؤمن، التقية حرز المؤمن. 7
و در ذيل آيات (فصلت : 34 - نمل : 89) آمده از امام صادق (ع) است كه «التى احسن» و «حسنة» همان تقيه است. 8
فوايد و آثار تقيه: