94تبارك وتعالى خورشيد را براى يوشع بن نون وصى حضرت موسى عليه السلام برگرداند تا وى نمازش را كه نتوانسته بود در وقت مخصوصش بخواند، بجا آورد،رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده:«يكون في هذه الاُمّة كلّ ما كان في بني إسرائيل حذو النعل بالنعل،وحذو القذة بالقذة»،هر چه در بنى اسرائيل اتّفاق افتاده در اين امّت نيز بدون كم وزياد اتّفاق خواهد افتاد.
وخداى عزّ وجلّ فرموده: «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّٰهِ تَبْدِيلاً» 1.
اين سنّت الهى در ميان اين امّت در داستان بازگشت خورشيد براى اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام اتّفاق افتاد،خداوند دو بار خورشيد را براى على عليه السلام برگرداند:يك بار در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم، وبار ديگر پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم.
آنگاه هر دو حديث را روايت كرده است 2كه يكى از آن دو را نقل كرديم،و دوّمى را نيز در جاى خودش خواهيم آورد.
دانشمند بزرگ شيعه سيّد مرتضى رحمه الله به تفصيل به شرح قصيدۀ مذهبه سيّد حميرى پرداخته،و در شرح اين بيت از قصيده: رُدّت عليه الشمس لمّا فاته وقت الصلاة وقد دنت للمغرب
چنين نوشته است:
اين شعر از بازگشت خورشيد براى حضرت على عليه السلام در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خبر مىدهد؛زيرا روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سر بر دامن اميرالمؤمنين عليه السلام نهاده به خواب رفته بود،وقت نماز عصر بود وعلى عليه السلام دوست نداشت حضرت را جا بجا كند؛زيرا مىترسيد او بيدار شود،اين وضع ادامه يافت تا اينكه وقت نماز گذشت،وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيدار شد از خدا خواست تا خورشيد را براى على عليه السلام