83واينك شما مىخواهيد براى عثمان بيعت بگيريد،ديگر من حاضر به اطاعت وپيروى از او نيستم.عمر مرا با پنج تن همراه نمود كه من ششمين آنها هستم،به خدا سوگند او براى من برترى وشايستگى خاصى قرار نداد،وبين من واينها هيچ فرقى قائل نشد،در حالى كه به خدا سوگند اگر بخواهم سخن بگويم هيچ عرب وعجمى،وهيچ كافر هم پيمان ومشركى نمىتواند آن را رد كند.
آنگاه فرمود:شما را به خدا قسم مىدهم،آيا در ميان شما جز من كسى وجود دارد كه خورشيد براى وى برگشته باشد تا اينكه نماز عصر را بخواند ؟
همه گفتند:نه.
اين حديث را خطيب خوارزمى به سند خويش از ابن مردويه،و او از طبرانى روايت كرده است. 1
همچنين جمال الدين يوسف بن حاتم شامى به سند خويش از ابان بن تغلب،و او از عامر بن واثله،حديث را نقل كرده است 2، عبارت وى مانند عبارت حاكم نيشابورى است.
عالم بزرگ احمد بن محمّد بن سعيد كوفى معروف به ابن عقده به سند خويش از ابواسحاق سُبيعى و ابوالجارود روايت كرده كه آن دو از عامر بن واثله شنيدند كه مىگفت:
روز شورا من به همراه على عليه السلام بودم،صداى او را شنيدم كه به اعضاى شورا مىفرمود:شما را به خدا قسم مىدهم،آيا جز من در