135آنگاه حديث گذشته كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده را آورده و بر دلالت آن بر كراهت نماز در چنين مكانى اشكال نموده،وسپس به نماز نخواندنِ حضرت على عليه السلام در سرزمين بابِل وتأخير انداختن آن وخواندن آن در جاى ديگر پس از بازگشت خورشيد استدلال نموده است،عبارت وى همانند عبارت شهيد اوّل در كتابِ ذكرى است،و در ادامه چنين آورده است:«خورشيد از وقت فضيلت نماز رد شده بود ولى غروب نكرده بود». 1
مرحوم محقّق بحرانى در جاهاى متعدّدى از كتاب خويش به حديث ردّالشمس استناد نموده است،از جمله در باب فضيلت مساجد ونماز خواندن در آنها،وقتى در بارۀ مسجد شريف كوفه سخن مىگويد پس از آوردن رواياتى كه دلالت بر فضيلت اين مسجد دارد چنين مىفرمايد:
امّا آنچه در روايت حذّاء آمده:«وهى صرة بابِل»،اشاره به اين نكته دارد كه كوفه جزئى از سرزمين بابِل است؛زيرا صرّة كنايه از شيء عزيز وگرانبها است،زيرا در اصل صرّة به معناى كيسۀ سكۀ نقره است،واين سكّهها از گرانبهاترين وارزشمندترين مالها به حساب مىآيند.و آنچه از حديث پيرامون بازگشت خورشيد براى اميرالمؤمنين عليه السلام فهميده مىشود،مربوط به زمانى است كه حضرت از جنگ با خوارج باز مىگشت در سرزمين بابِل نماز نخواندند تا اينكه پس از عبور از فرات در سمت ديگر آن نماز خواندند.