100عدّهاى از بزرگان وحافظان تصريح كردهاند كه حديث صحيح است،قاضى عياض در كتاب شفا مىنويسد:طحاوى در مشكل الحديث آن را با دو سند از اسماء دختر عميس اينگونه روايت كرده است:پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حال دريافت وحى بود در حالى كه سرش در دامن على عليه السلام بود.آنگاه حديث را نقل كرده تا اينكه چنين مىنويسد:
طحاوى مىنويسد:احمد بن صالح مصرى چنين مىگفت:سزاوار نيست براى كسى كه اهل دانش باشد از حديث اسماء تخلّف ورزد وآن را نپذيرد؛زيرا اين حديث از نشانههاى نبوّت است 1.
همچنين او در جاى ديگر چنين نوشته است:
يكى از امورى كه بر درستى حديث دلالت دارد،كلام امام شافعى وغير اوست كه مىگويند:هر معجزهاى كه هر پيامبرى داشته، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ما نيز مانند آن يا بهترش را داشته است،بازگشت خورشيد براى يوشع در شب هايى كه با ستمكاران مىجنگيد امرى صحيح وثابت شده است،پس بايد همين معجزه براى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ما نيز اتّفاق افتاده باشد،وآنچه براى حضرت نقل شده نظير داستان يوشع بن نون است. 2
على بن محمّد كنانى نيز اين سخن را از شافعى نقل كرده است. 3
زينى دحلان شافعى حديث را به روايت طحاوى آورده وپس از نقل كلام احمد بن صالح مصرى مىنويسد: