157فِيكَ فَيَغْلِبَ عَلَيَّ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَلاٰ تَمْتَحِنِّي بِمٰا لاٰ طٰاقَةَ به تو دارم تا فرا نگيرد مرا نااميدى از رحمت تو ومرا مبتلا مگردان بچيزى كه طاقت آن را لِي بِهِ فَتَبْهَظَنِي مِمّٰا تُحَمِّلُنِيهِ مِنْ فَضْلِ مَحَبَّتِكَ، وَلاٰ تُرْسِلْنِي مِنْ ندارم تا محروم نگردم بسبب بار سنگين آن از فضل محبّت تو و مرا از دست رحمت خود يَدِكَ إِرْسٰالَ مَنْ لاٰ خَيْرَ فِيهِ، وَلاٰ حٰاجَةَ بِكَ إِلَيْهِ، وَلاٰ إِنٰابَةَ لَهُ، وَ فرو ميفكن مانند كسى كه سودى در او نيست و نيازى بدو ندارى و بسوى تو باز نميگردد و لاٰتَرْمِ بِي رَمْىَ مَنْ سَقَطَ مِنْ عَيْنِ رِعٰايَتِكَ، وَمَنِ اشْتَمَلَ عَلَيْهِ دورمدار مرا مانند آن كسى كه از نظر عنايت تو افتاده باشد و مانند كسى كه فرا گرفته او را الْخِزْىُ مِنْ عِنْدِكَ، بَلْ خُذْ بِيَدِي مِنْ سَقْطَةِ الْمُتَرَدِّينَ، وَوَهْلَةِ رسوائى از پيشگاه خود بلكه بگير دست مرا از پرتگاه درافتادگان و گمراهى الْمُتَعَسِّفِينَ، وَزَلَّةِ الْمَغْرُورِينَ، وَوَرْطَةِ الْهٰالِكِينَ، وَ عٰافِنِي مِمَّا كجروان و لغزش خود پسندان و خطر گمشدگان و عافيت بخش مرا از آنچه ابْتَلَيْتَ بِهِ طَبَقٰاتِ عَبِيدِكَ وَ إِمٰائِكَ، وَبَلِّغْنِي مَبٰالِغَ مَنْ عُنِيتَ بِهِ، آزمايش مىكنى به آن عموم بندگان و كنيزانت را و برسان مرا به مقام آن كه عنايت دارى به او وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ وَرَضِيتَ عَنْهُ، فَأَعَشْتَهُ حَمِيداً، وَتَوَفَّيْتَهُ سَعِيداً، و انعام فرمودى بر او و خوشنودى از او و زندگى بر او خوش كردى و مرگ او را سعادتمند نمودى وَطَوِّقْنِي طَوْقَ الْإِقْلاٰعِ عَمّٰا يُحْبِطُ الْحَسَنٰاتِ، وَيَذْهَبُ و گردن مرا بطوق تقوى آراسته كن تا از هر چه حسنات را نابود ميكند و ميبرد