220وَوَفَّقْتَنِي لِذٰلِكَ فِي مُبْتَدَإٍ خَلْقِي، تَفَضُّلاً مِنْكَ وَكَرَماً وَجُوداً، و موفقم داشتى بدان در آغاز آفرينشم از روى تفضل و كرم و بخششت ثُمَّ أَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَ جُوداً وَالْكَرَمَ كَرَماً، رَأْفَةً مِنْكَ سپس دنبال آوردى اين فضل را به فضلى دگر و اين بخشش را به بخششى دگر و اين كرم را به كرمى دگر كه آن هم از روى وَرَحْمَةً، إِلىٰ أَنْ جَدَّدْتَ ذٰلِكَ الْعَهْدَ لِي تَجْدِيداً بَعْدَ تَجْدِيدِكَ مهر و رحمتت بود تا بدانجا كه تازه كردى اين عهد را برايم از نو پس از تجديد خَلْقِي، وَكُنْتُ نَسْياً مَنْسِيّاً نٰاسِياً سٰاهِياً غٰافِلاً، فَأَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ آفرينشم در صورتىكه من در فراموشى بودم و فراموشكارى و بىخبرى و غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام كردى بِأَنْ ذَكَّرْتَنِي ذٰلِكَ، وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَيَّ، وَهَدَيْتَنِي لَهُ، فَلْيَكُنْ مِنْ به اينكه آن را به يادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائيم كردى پس همچنان بايد شَأْنِكَ يٰا إِلٰهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلاٰيَ أَنْ تُتِمَّ لِي ذٰلِكَ، ولاٰ تَسْلُبْنِيهِ از شأن تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من كه تمام كنى برايم آن نعمت را و از من سلب نفرمائى آن را حَتّىٰ تَتَوَفّٰانِي عَلىٰ ذٰلِكَ وَأَنْتَ عَنِّي رٰاضٍ، فَإِنَّكَ أَحَقُّ تا هنگامىكه بميرانيم بر آن در حالى كه تو از من خوشنود باشى كه براستى تو سزاوارترين الْمُنْعِمِينَ أَنْ تُتِمَّ نِعْمَتَكَ عَلَيَّ. اللّٰهُمَّ سَمِعْنٰا وأَطَعْنٰا وَاَجَبْنٰا نعمت بخشانى كه نعمتت را بر من به پايان رسانى خدايا شنيديم و پيروى كرديم و خوانندهات را دٰاعِيكَ بِمَنِّكَ، فَلَكَالْحَمْدُ، غُفْرٰانَكَ رَبَّنٰا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ ، آمَنّٰا اجابت كرديم به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانيم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت، ايمان داريم