79اسلام نمىزند. 1
گفتنى است كه بخش مهمى از بحث اختلافات مسلمانان مربوط به مسائل كلامى و فقهى است و هيچ يك از آنها مانع از تقريب نيست و هر فردى در پيشگاه خدا، با حجتى كه بر انديشۀ خود دارد، معذور است.
از باب نمونه در زمان مأمون در ميان متكلمان، مسألۀ حدوث و قدم قرآن مطرح گرديد و پى آمدهاى تندى از قبيل تفرقه و تبعيد داشت، و شيوۀ شايسته را احمد بن حنبل، كه سردمدار قدم قرآن و يا عدم حدوث آن بود، برگزيد. او در اين مسأله اصلاً اظهار نظر نكرد، چون معتقد بود كه قرآن و سنت در اين مورد چيزى نگفته است، اما دستهاى مرموزى از مسيحيان، به طرح اين مسأله دامن مىزدند، تا از اعتقاد به قديم بودن قرآن، قدم «مسيح» و «كلمة اللّٰه» را توجيه كنند و از اين آب گل آلود ماهى بگيرند، از اين جهت پيشوايان شيعه نسبت به اين مسأله راه ديگرى را برگزيدند. وقتى از آنان دربارۀ حدوث و قدم قرآن پرسيده شد، فرمودند: ما مىگوييم قرآن كلام خدا است. 2