73كتاب و سنت نيست.
مادراينجا نمونهاى را مىآوريم تا كيفيت فهم برتر آنان را كتاب و سنت روشن شود.
در عصر متوكّل مردى مسيحى با زن مسلمانى عمل منكرى را انجام داد، آنگاه كه خواستند بر او حدّ الهى اجرا كنند، او اسلام آورد تا از اين طريق حد را از خود دفع كند، يحيى بن اكثم گفت: حد ساقط است؛ زيرا ايمان، حكم سابق را محو مىكند. برخى ديگر از قضات گفتند: بايد سه حد بر او جارى كرد!
سرانجام متوكّل تصميم گرفت نامهاى به حضرت هادى عليه السلام بنويسد و حكم موضوع رااز وى بپرسد. وقتى نامۀ متوكل رسيد، امام نوشت: «يضرب حتّى يموت »؛ «مىزنند تا بميرد.»
فقيهانِ در بارى از علت حكم امام جويا شدند، بار ديگر متوكّل نامهاى به حضرت نوشت و علت حكم را پرسيد امام در پاسخ نامه اين دو آيه را نوشت:
فَلَمّٰا رَأَوْا بَأْسَنٰا قٰالُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنٰا بِمٰا كُنّٰا بِهِ مُشْرِكِينَ* فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمٰانُهُمْ لَمّٰا رَأَوْا بَأْسَنٰا سُنَّتَ اللّٰهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبٰادِهِ وَ خَسِرَ هُنٰالِكَ